مرسی ! : مجازات برخی عاملان حادثه بروجرد

دسامبر 4, 2007 by بنده خدا

در اخبار شنیده شد که سه نفر مرتبط با مسجد النبی شهرستان بروجرد که « در برخورد با قائله دراویش گنابادی نقش داشتند » مجازات شده اند . در این خبر آمده که مجازات ایشان عبارت است از اینکه تا ماه محرم در قم بمانند یعنی نزدیک 45 – 50 روز .
البته مسلما دراویش که مدتها از آنان انواع آزار و اذیت و توهین را تحمل نموده و سرانجام هم با دستیاری ایشان کتک خورده تهمت شنیده و حسینیه شان خراب شده و زندانی هم کشیده اند راضی به اینچنین مجازات صعبناکی برای ایشان نبودند . ولی به هرحال حسب وظیفه به دست اندرکاران آن امر مهم خسته نباشید خود را معروض میداریم و از اینکه با انتشار این خبر باعث خنده و شادی ما شدند سپاسگزاری مینماییم .

ارتباط : تبعید امام جماعت مسجدالنبی بروجرد

دایه جان و برادرانش : اندر حکایت طایفه کوران

دسامبر 4, 2007 by بنده خدا

اخیرا برخی از قبیل دایه محترمه مان و دیگران از برادران وی ادعاهایی درباره بزرگان سلسله صوفیه گنابادی منتشر مینمایند که البته قبلا هم مکرر گفته شده از قبیل اختلافات بین مشایخ صوفیه و قطبشان برسر صدارت بر دراویش یا اختلاف مشایخ با هم آنچنانکه گویی چون بزرگ صوفیان در لقب شاه دارد دستگاه رقابت شاه و شاهزاده و وزیر و اعوان و انصار حکومت و زد و بند و جنگ و توطئه بر سر تسلط بر ملک و رعیت میباشد .
البته نزد یک نفر درویش که معتقد است به اراده الهی همیشه و در هر دوره ای یک نفر قطب هست که او اصل و علم اصلی خیمه بوده و باقی همه فرع و شاخه های وی شنیدن این قبیل شایعات بیمعنی میباشد چه رسد به مشایخ که خود صوفیان و درویشانی بزرگوارند .
از اهل تصوف گذشته این قبیل سخنان به باور چند کس آدم بیغرض هم نمیآید :
آنکس که با اصول تصوف و خصوصا جایگاه مراد نزد مرید و مرید نزد مراد ولو از طریق مطالعه متون صوفیه آشنایی داشته باشد .

مجذوبعلیشاه - صدقعلی

آنکس که با صوفیه حقه و از روحیات دراویش و حالات و احساسات آنان نسبت به قطب و پس از وی به مشایخ آشنایی داشته باشد .
آنکس که مشایخ را در ملاقات با قطب خود یا در کنار وی دیده باشد .
آنکس که دو یا چند نفر از مشایخ بزرگوار را در ملاقات یا در کنار هم دیده باشد .
آنکس که بیانات مشایخ را درباره پیر شنیده باشد یا ملاقات و گفتگویی با یکی از ایشان داشته باشد .

فیضعلی - ثابتعلی

این نوع سخنان صرفا برای کسانی که از معنویت تصوف بی خبر بوده و در هر دسته و گروهی مقاصد مادی و دنیوی میبینند قابل قبول میباشد . چیزی در این میانه هست که در فهم موجودات خشک و فاقد دل و معنویت نمی گنجد و به چشم نمیآید و منافق کوردل هرچه کند ماهیتش از همین طریق آشکار میگردد .

دایه مان نوشته است : « آقای مردانی خط قرمزی برای سلسله گنابادی به شمار میرود . عزیزان آقای مردانی آخرین سنگر سلسله است . فتح کرج یعنی سقوط تهران . یعنی خوانده شدن فاتحه سلسله گنابادی در ایران . همین حالا که جناب آقای مردانی کاملا با کرج خداحافظی نکرده اند نغمه شوم اخراج حضرت آقای مجذوبعلیشاه به خارج از کشور توسط بلندگوهای شومی مانند خرقه پشمینه و همپالکی هایش بلند شده است . »
این قسمت با توجه به آنچه در بالا آمد توضیحی ندارد مگر فهم این مساله که « بلندگوهای شومی مانند خرقه پشمینه و همپالکی هایش » چقدر مهم میباشند .
همزمان بلندگوی شوم خرقه پشمینه که دایه مان در نقل بالا به وی اشاره نموده مطلبی به نام « درویش صدقعلیشاه و مجذوبعلیشاه » منتشر کرده که در انتهای آن این جمله به چشم میخورد : « … پس از فوت آقای علی تابنده قطب قبلی فرقه گنابادی عده ای از دراویش گنابادی در چند روزنامه رسمی کشور به آقای یوسف مردانی با لقب صدقعلیشاه تسلیت گفته و قصد بیعت با وی را داشتند … یقینا مساله جانشینی آقای تابنده بزرگترین چالش فراروی فرقه صوفی موسوم به گنابادی است » .
درجای دیگر دایه مان به حضرت آقای مجذوبعلیشاه قطب سلسله صوفیه توصیه نموده : « جناب آقای دکتر تابنده هم در سخنرانیها و مصاحبه های خودشان میگویند خدا اگر بخواهد کاری بکند به دست مردم میکند . در آسمان باز نمیشود تا راه حلی بیفتد پائین . هوشمندی و زیرکی و پیش بینی اتفاقات لازم است . »
درباره این جملات نگاهی به بیان حضرت آقا در مصاحبه با رادیو زمانه میاندازیم که درباره تهدیدهای کرج پاسخ داده اند : « خداوند در یک آیه ای خطاب به پیغمبر می گوید « هو الذی ایدک بنصره و بالمومنین » ، می گوید خداوند تو را با نصرتی که خودش داد و با مومنین کمک کرد . خداوند کاری بکند توسط مومنین می کند . »
اکنون به خوانندگان توصیه مینماییم به قرآن خود مراجعه و ذیل آیه 62 سوره انفال ترجمه آیه « هو الذی ایدک بنصره و بالمومنین » را مشاهده و به ترجمه حضرت آقای مجذوبعلیشاه که فرموده اند « خداوند تو را با نصرتی که خودش داد و با مومنین کمک کرد » توجه و سپس با ترجمه دایه مان مقایسه نمایند که به نقل از ایشان آورده است : « خدا اگر بخواهد کاری بکند به دست مردم میکند . »
شخصی که جمله اخیر را بیان کرده علاوه بر اینکه به آیه بودن آن توجهی ننموده در آن از معنی اینکه نصرت خداوند به چه کسی میرسد و مومنین چه کسانی هستند بیخبر بوده اما به پشمک پزی علاقه وافر داشته و خصوصا قربان یک جو فهم دراویش که مطابق میل خانواده وی باشد رفته است .

ارتباط :
1. مرا به خير تو امید نيست شر مرسان- خطاب به دوستان نادان
2. درويش صدقعليشاه ومجذوبعليشاه
3. جاهای دیگر …

ببر شمشیردار و روسیاهی مکرر ذغال پس از هر زمستان

نوامبر 19, 2007 by بنده خدا

زور و قدرت و نفوذ اجتماعی و سیاسی گذرا بوده و در گذشته هیچ سابقه نداشته که به کسی وفا نموده باشد که حالیه یا در آینده بنماید و دیر یا زود از صاحبش فراغت دردناکی اختیار مینماید و این را تاریخ شهادت میدهد . هر گردن کلفت زورمندی هم در عصر خودش خود را موجه و ختم روزگار فرض نموده و این نکته نیز در تاریخ مندرج میباشد .
به حوادث سخت گذشته که برای صوفیان و درویشان پیش آمده مروری نموده و بعد تصور کنید که فی المثل پنجاه سال از حال گذشته باشد . خواهید دید که حوادث امروز همان به نظر میرسد که حوادث صد سال قبل از امروز به نظر میرسد و همان گفته میشود که اکنون درباره آن گذشته میگویند . همیشه زمستان میرود و روسیاهی به ذغال میماند اما آنچه هست آتش ذغال تنور تصوف را گرم و حقانیت آن را آشکارتر مینماید . شیشه عطری است که به قصد نابودی به زمین زده میشود ولی بوی آن جهان را پر میکند .
همیشه رسمش این بوده که درویشان درویشی کنند و آنها که نادرویشند نادرویشی کنند و پروردگار عالم هم خدایی کند . آنچه هست باید صابر بود و سرانجام محتوم را در موعد مقرر درک نمود . اغلب این با رنج و تعب مومنین همراه بوده اما چه باک ؟
عقاید و اعمال و رفتار دشمنان و مخالفان تصوف همواره خلاف معیارهای هر مذهب و دین و آئین درست الهی و حتی انسانی و فطرت بشری و در عصر جدید حقوق بشر بوده و هست و خواهد بود چراکه تصوف اصل دین و فطرت و انسانیت و مخالفت با آن مخالفت با دین و فطرت و انسانیت میباشد . بزرگترین دشمنی مخالفان تصوف با دنیا و آخرت خودشان بوده چه با اینگونه اعمال خود را رسوا و خداوند و خلق را از خود منزجر و دنیا و آخرت خود را تباه مینمایند .
در تاریخ طبیعی آمده که دلیل انقراض ببر دندان شمشیری دندان شمشیر وار خودش بوده که آنقدر بزرگ شده تا سرانجام باعث نابودیش گردیده است .

جمهوری خودمختار ضدصوفیه ایران : معرفی و شرایط پذیرش تابعیت

نوامبر 14, 2007 by بنده خدا

معرفی جمهوری خودمختار ضدصوفیه ایران
محدوده جغرافیایی و سیاسی این سرزمین تمامی خاک ایران را دربر میگیرید ولی سیستم حکومتی و اتباع جداگانه ای دارا میباشد :
- این حکومت از قانون اساسی اسلامی ایران پیروی نمیکند و مسائل اساسی این حکومت مطابق فهم حاکمان آن مشخص میگردد .
- این حکومت از رهبری و قوای سه گانه جمهوری اسلامی ایران پیروی نمیکند و کاری به این چیزها ندارد .
- این حکومت از قوانین موضوعه مجلس شورای اسلامی در ایران پیروی نمیکند و حاکمان آن آنطور که خود میخواهند قانون تعیین مینمایند .
- پلیس و قوای قانونی دولتی ایران حق دخالت در مسائل مربوط به این حکومت را نداشته و در واقع زیر دست قوای قهریه دولت خودمختار ضدصوفیه بوده و عامل آنان میباشند .
- قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران حق دخالت در آنچه را به این حکومت مربوط است ندارد و در حکومت ضدصوفیه جرم و مجرم و مجازات و عدالت تعاریف خاص خود را دارا بوده و مطابق معیارهایی که از درک هرگونه بشری خارج میباشد تعریف گردیده است .
- دین رسمی این حکومت مخالفت با تصوف میباشد و با هیچ دین و مذهب شناخته شده ای مطابقت ندارد . در این دین هر عملی که در مخالفت صوفیه باشد واجب بوده و سزاوار پاداش الهی تلقی میگردد و البته دنیوی آن نیز توسط روسای حکومت زودتر ادا میگردد .
- جمعیت این کشور نامشخص است و همیشه ناگهان در محل حمله به صوفیه متراکم میشود .
- مشاغل رایج اهالی این کشور بدین شرح است : فتنه گر ، کذاب ، نطاق ، عربده کش ، فحاش ، چوب زن ، کتک زن ، تیرانداز ، تخریب چی .
- مهمترین صادرات این کشور موارد زیر میباشد : آتش و دود ، گرد و خاک ، خرابه ، مجروح ، زندانی ، ناله و نفرین ، پارکینگ ، پارک برای کودکان شیعه ، ننگ تاریخی .
پرچم و شعار : پرچم این مملکت یک تابلوی قهوه خانه ای است که همین چیزهایی که در بالا ذکر شده روی آن نقش گردیده است . در بالای این پرچم شعار « صوفی انگلیسی نابود باید گردد » نوشته شده و بطور معجزه آسایی همیشه از آن خون میچکد .

شرایط گرفتن تابعیت در جمهوری خودمختار ضدصوفیه ایران برای متقاضیان
۱. جنسیت قلب : جنس قلب درخواست کننده تابعیت باید از مواد محکم از قبیل سنگ آتشفشانی باشد .
۲. جنسیت مغز : هرگونه خاصیت نرمی در جنس مغز فرد درخواست کننده باعث رد شدن تابعیت متقاضی خواهد شد .
۳. توان جسمی : توان شخص متقاضی باید در حد قابل قبول بوده و حداقل توان شکستن سر یک مرد صوفی با یک آجر و در یک حرکت را داشته باشد .
۴. توان بینایی : شخص متقاضی باید توانایی مشاهده سبیل یک نفر را از فاصله مشخص شده داشته باشد . تبصره: توان دیدن هرگونه حقیقت دیگری باعث رد شدن تقاضای وی خواهد شد .
۵. توان شنوایی : شخص متقاضی باید توانایی شنیدن سخنان نطاق مورد نظر را داشته باشد . تبصره: توان شنیدن حرف صوفیه یا احیانا ناله و نفرین شخص مضروب باعث رد شدن تقاضای وی خواهد شد .
۶. توان ادراکی : شخص متقاضی فقط باید به آنچه به وی گفته میشود توجه کند و درک نماید که حرف دیگران مطلقا مفت و باعث نابودی اسلام و تشیع میباشد . تبصره: توان درک سخنان دیگران مخصوصا موافقان تصوف باعث رد شدن تقاضای وی خواهد شد .
۷. درصورت احراز شرایط بالا از شخص متقاضی از موارد زیر امتحان به عمل میآید که درصورت قبولی با درخواست تابعیت وی موافقت خواهد شد : کتاب خیراتیه ( یا مانند آن ) ، چند روایت علیه تصوف ، چند فتوا علیه صوفیه ، حداقل ۲۰ نوع ناسزای معقول که به درویشی مربوط باشد .
۸. به شخص مورد نظر پس از استعلام از منابع اطلاعاتی تابعیت اعطا خواهد شد .

ناگهان خبری نیست …

اکتبر 24, 2007 by بنده خدا

پس از قیل و قال های ماه رمضان با انواع فریادها و کاغذها و تهیه ثواب از طریق سنگ زدن به دراویش در شب احیا و فرستادن مردم به بهشت بدون ملاقات نکیر و منکر با امضای طومار ناگهان خبری از دوستان دشمنمان نمیباشد .
البته ما که دلمان تنگ نمیشود ولی از یهویی شدن آن به فکر فرو رفتیم که مدیران مملکت جلوی بعضیها را گرفته اند یا بعضیها مشغول تدارکات جهت انجام وظایف دینی و ملی جدیدی میباشند .
به هرحال فکر کردن همیشه کار خوبی بوده و خواهد بود .

بازگشت خانم گودزیلا

اکتبر 17, 2007 by بنده خدا

دایه محترمه ما که ادعای سلک درویشی در سلسله گنابادی دارد پس از مدتها ناگهان برقع از رخ زیبا برکشیده و برای حفظ جایگاه اجتماعی تصوف در مملکت شیعه و در جهت رعایت اخلاق درویشی مطابق دستور بزرگان صوفیه به یکی از مراجع شیعه که بتازگی دستشان از دنیا کوتاه شده اهانت نموده تا نشان دهد که ارتباطی با « وبلاگهای زنجیره ای » مخالف دراویش ندارد .
وی به جرم علاقه آن مرجع به ترویج تشیع در یکی از مراکز مهم دنیای غرب چنانکه در وصیتنامه آن مرحوم آمده عکس وی را با پرچم انگلیس قرین ساخته تا اهانت خشک و خالی نبوده و جهت تنوع به تصویری هم آراسته شود .

ضمن ابراز شگفتی از شدت تهور و بیباکی این شیرزن معروفه از ایشان درخواست مینماییم نام و نشانی و تلفن خود را در اختیار همه قرار دهند تا بقیه مردم بتوانند از فضایل ایشان از فاصله نزدیک آشنا شوند .

ارتباط : ردپای انگلیس کجاست

توضیح بعد التحریر : روز 25 مهرماه مطلب لینک فوق در وبلاگ مورد نظر موجود بود اما در روز 26 مهر از آن برداشته شده و مطلب جدیدی آمده است .

اخلاق درویشی اینترنتی

اکتبر 12, 2007 by بنده خدا

اگر به تاریخ تصوف نظری بیافکنیم اعمال خلاف اخلاق دین که مطابق نهاد الهی بشر است با اتهامات ناروا و تکفیر و اهانت و آزار و تبعید و شکنجه و قتل از مخالفان صوفیه و در عوض مدارا و شفقت به خلق الله حتی با دشمنان و خویشتن داری و رعایت ادب و تحمل از صوفیه مشاهده میگردد و کدام انسان متمدن و دینداری از هر فرهنگ و دین و مذهبی با نظر به آن از مخالفان تصوف منزجر نشده و به تحسین صوفیان نمیپردازد ؟
البته ما که معتقدیم که معنای تصوف از خلقت آدم اصل هر دین و حقیقت آن بوده متوجه میباشیم که تصوف همان است که از اول بوده و مخالفان تصوف هم همانند که از اول بوده اند ولی در هر دوره و زمانی متناسب شرایط بشر در همان زمان روش و ابزار مخالفت بنوعی بوده است .
با نظر به رویه مخالفان تصوف در استفاده از ابزار اینترنت علیه صوفیه مشاهده میگردد که سابقا از روشهای گوناگونی استفاده نموده اند که از آنها طرح ایرادات عقیدتی و وارد نمودن اتهامات سیاسی یا اخلاقی و تهدید و تفرقه افکنی و غیره را میتوان نمونه آورد . ایشان هرگاه یکی یا همزمان چند روش را به کار برده اند و البته تا کنون مقصودشان حاصل نشده که به گمان ما دو چیز مانع موفقیت آنان بوده یکی سست بودن ایرادات و اتهامات آنان و دیگری رفتار غیرانسانی خودشان در برابر اخلاق الهی صوفیه .
اما اخیرا در مخالفت با تصوف ادب و احترام به کنار رفته و فحاشی به جای هر چیزی به کار میرود چنانکه اگر آدم آگاه به اهداف و روشهای مخالفان تصوف در شهر بروجرد توجه نماید و نظری نیز به برابر اینترنتی آن بکند به خودش خواهد گفت که هر دو دسته یکی بوده و یک اخلاق و منش را در دنیای حقیقی و دنیای مجازی به کار میبرند .
اما این عرایض را نمودیم تا متذکر خود شویم که همانطور که بزرگان صوفیه در تاریخ و به پیروی آنان دراویش با رعایت آنچه امروزه اصطلاحا اخلاق درویشی میخوانند در برابر رفتار زشت و خلاف انسانیت مخالفان باعث سرافرازی و نشان حقانیت مکتب تصوف بوده اند ما نیز در دنیای مجازی رعایت اخلاق درویشی را بنماییم و از مجادله چنانکه بزرگان شیعه از آن نهی فرموده اند و بی احترامی به مخالفان که نهی قرآن میباشد بپرهیزیم و از چارچوب اخلاق مورد تاکید بزرگان تصوف خارج نشویم وگرنه برابری ما نه برابری صوفیه و مخالفان آن که دعوای یک عده اشخاص نامحترم خواهد بود که مشغول فحاشی و زد و خورد با یکدیگر میباشند مضافا که در آن کسی با داشتن نام درویشی باعث کدورت بزرگان دین خواهد شد .
در نظر داشته باشیم اینترنت مانند یک دهکده میباشد که کوچکترین اتفاقی در آن در معرض دید همه اهالی خواهد بود و اهالی این روستا غیر از دراویش و مخالفان تصوف شامل اشخاص دیگری از هر قبیل و از هرکجای عالم و از هر دین و فرهنگی میباشند و ای بسا که آنچه از هرکس میبینند درج مینمایند و در برابر قضاوت تاریخ و نوع بشر قرار میدهند چنانکه با نظر به گذشته مشاهده میگردد .
از اینکه جسارت شد از همه برادران و خواهران عذرخواهی مینمایم و در این شب عید رمضان التماس دعا دارم .

طرح شکایت قضایی علیه ترویج تصوف

اکتبر 5, 2007 by بنده خدا

در پی فراخوان وبلاگ خرقه پشمینه برای طرح شکایت علیه صوفیه در مراجع قضایی با موضوع « جلوگیری از ترویج بدعت وانحراف » و به راه انداختن همایش در این باره ما نیز به نوبه خود در این امر خداپسندانه مشارکت نموده و موارد زیر را که به نظر رسیده جهت طرح شکایت علیه صوفیه سلسله گنابادی پیشنهاد مینماییم :

- دراویش و صوفیه معتقدند توام با امر شریعت که ناظر بر امور ظاهری دین و شخص دیندار است امر طریقت نیز وجود دارد که ناظر بر امور باطنی و تربیت نفس میباشد بطوریکه هرچه باطن شخص اصلاح شود اعمال او نیز اصلاح خواهد شد چنانکه گفته شده نماز بدون حضور قلب مورد قبول درگاه الهی واقع نمیگردد .
اما این امر بدعت است چون دین صرفا اموری از قبیل شک بین رکعت سه و چهار در نماز و مسائل مربوط به شرایط وجوب حمام و سقوط عمه و برادرزاده اش میباشد و اگر کسی یک مرتبه کربلا برود یا ماه محرم در پای روضه حاج آقا دو قطره اشک از چشمش بچکاند و حین مداحی سه مرتبه قایم یاحسین یا یا ابالفضل بگوید یا شب احیا در مراسم فلان جا شرکت کند و همان شب احیا برود و به صوفیه سنگ پرت نماید هرکار دیگری هم قبل یا بعد از آن کرده یا بکند به بهشت خواهد رفت .

- صوفیه میگویند تصوف و عرفان یکی و دو روی یک سکه میباشد .
این از اباطیل صوفیه است چه اولا در اسلام از اول تصوف نداشته و نداریم مگر سنی کافر یا مسیحی یا بودایی یا صهیونیست و انگلیسی باشد و ائمه در همان چند روایت که هی ما میگوییم صوفیه را لعن کرده اند و مولوی و سعدی و عطار و غیر آنها نیز از همین قماش میباشند لکن اگر مسوولین محترم از آنها تجلیلی میکنند از روی تقیه و ناچاری است . ثانیا عرفان به آن معنی که صوفیه میگویند وجود ندارد و اگرهم چیزی باشد همان مسائلی است که در کتب اخلاقی آمده و حاج آقای ما بالای منبر میگویند و خودشان به آنها عمل کرده و به کمالات معنوی رسیده اند .

- صوفیه برای چهارده معصوم مقام الهی خاصی قائل هستند و بطور مثال میگویند داشتن یا نداشتن خلافت مسلمین بر شان و منزلت حضرت علی تاثیری نداشت چنانکه گفته شده « تا صورت پیوند جهان بود علی بود » و همچنین اهتمام امام حسین در صحرای کربلا هدایت خلق الله بود نه تشنگی .
این نیز از بدعتهای صوفیه است چه سر امام حسین را در کربلا تشنه لب بریدند و اگر آنها چند قطره آب به ایشان میدادند و سرشان را نمیبریدند امام حسین اینقدر بهشان گیر نمیداد و حضرت علی هم اگر همان اول ابوبکر خلافت را به ایشان داده بود مشکلی نداشتند .

- بسیار از صوفیه و بزرگانشان از قدیم تا کنون مراتب علوم اسلامی را در شیعه طی کرده به درجات عالیه دست یافته و صاحب فتوا نیز شده اند .
این از انحرافات قدیمی صوفیه است چراکه یک صوفی سنی کافر نمیتواند درجه اجتهاد در شیعه داشته باشد که تا ما خواستیم گیر بدهیم بگویند مجتهد بوده و خودش بهتر میفهمیده ، الان که به چنین اشخاصی درجه اجتهاد نمیدهند اگر هم روحانی باشد خلع لباس میشود گذشته هم که گذشته و نباید حرفش را زد .

- سر نماز جماعت پشت سر بزرگان صوفیه عده زیادی خصوصا جوانها گوش تا گوش مینشینند و وقتی صحبت میکنند همه با دقت توجه مینمایند .
این مساله مایه وهن اسلام بوده و بای نحو کان باید جلوگیری شود چه معنی میدهد حاج آقای ما که نماینده اسلام راستین باشد هر روز هفته سر منبر حرف بزند ولی ده نفر که هشت نفر و نصفی آنها هم پیر و پاتال هستند و با هم حرف میزنند پای منبرش باشند ولی آن صوفی که نماینده اسلام منحرف است اینهمه خواهان و شنونده داشته باشد ؟

- صوفیه و دراویش عموما اعتقادات محکمی دارند و بخوبی از عقاید خود دفاع میکنند و بسیاری جوانها و قشر دانشگاهی حرفهای آنها را میپسندند .
این موضوع نیز مایه وهن اسلام است چراکه ما هرچه علیه صوفیه تبلیغ میکنیم مردم بیشتر اسلام واقعی ما را رها نموده و جمعیت آنها بیشتر میشود .

- تصوف در سیاست دخالت نمیکند لذا در طول تاریخ صوفیه واقعی هیچوقت از نظر اجتماعی و اقتصادی وابستگی به هیچ دسته و گروهی نداشته اند .
این نیز از اشکالات صوفیه است چون یک دسته و گروهی که ما نمیخواهیم باشند باید یک وابستگیی به جایی داشته باشند خصوصا به جایی که ما بتوانیم بهشان گیر بدهیم .

ارتباط : طرح شکایت از ترویج انحراف

استحباب زدن مردم در شب احیا

اکتبر 2, 2007 by بنده خدا

از آنجا که عده ای از شیعیان مسجد برو ی قهار که قطعا مقلد مراجع تقلید هم میباشند دور هم جمع شده و در شب ضربت خوردن حضرت علی (ع) در پایان مراسم احیای حسینیه دراویش هنگام خروج ایشان به سوی شان سنگ انداخته اند و از آنجا که مراجع محترمی که آنها از ایشان تقلید میکنند در موقع سرزدن چنین عملی از طرف مقلدانشان سکوت اختیار نموده اند و یک عالم دینی هیچ عملی را بدون علت انجام نمیدهد ، پیشنهاد مینماییم از این پس در کتب ادعیه در بخش آداب شبهای احیا و مستحبات آن زدن مردم علی الخصوص دراویش را اضافه نمایند تا سایر مومنین و مومنات هم از این مستحب گمشده آگاه شده در شبهای احیا انجام آن را از دست ندهند ، بشتابید كه دو شب احیای دیگر مانده است . البته هر عمل که شب احیا مستحب باشد در سایر اوقات هم مستحب خواهد بود .

ارتباط : آخرین خبر از تعرض شب احیای ۱۹ ماه رمضان به حسینیه بروجرد

باشیدن تصوف از بیخ انگلیسی : برخی سوابق تاریخی

سپتامبر 28, 2007 by بنده خدا

در پی ادعای مکرر برادرانشان درباره انگلیسی بودن تصوف و با توجه به سابقه ۳۰۰ ساله استعمار انگلیس برخی از موارد موفقیت آمیز مبارزه با عناصر خودفروخته تصوف توسط شیرمردان دلسوز و آگاه اسلام واقعی ارائه میگردد :

- ۱۱۰۰ سال قبل حسین بن منصور حلاج به جرم داشتن عقاید منحط غربی به دست برادران هوشیار و مدافعان واقعی اسلام محاکمه شده به دار زده و سوزانده و خاکسترش به آب داده شد تا اسلام در رودخانه دجله شسته شده و از تصوف پاک گردد .

- ۹۰۰ سال قبل عین القضات همدانی شاگرد شیخ احمد غزالی از سردمداران صوفیه به دلیل اشاعه عقاید منحرف تصوف نزد افکار عمومی به دست مدافعان مسوول و دلسوز جامعه اسلامی جهت تطهیر دین مقدس از انحرافات انگلیسی با نفت سوزانده و خاکسترش به هوا داده شد .

- ۸۰۰ قبل شیخ فریدالدین عطار نیشابوری در نبرد پیروزمندانه تاریخی نیروهای ضد استعماری به جرم داشتن عقاید ضاله و ایجاد انحراف در اسلام به مجازات اعمال خود رسیده در شهر نیشابور کشته شده و لانه فساد وی ( شهر نیشابور ) تسطیح و محل امور کشاورزی گردید .

- ایضا همان ۸۰۰ سال پیش جلال الدین محمد مولوی فرزند محمد مشهور به مولانا سنی کافر فعلی جاسوس سرویسهای غربی به دستیاری پدرش که او نیز از عوامل مساله دار بود به غرب گریخت و در دامان حامیان اروپاییش به اشاعه عقاید منحرف صوفیه پرداخت .

- ۲۰۰ سال قبل معصومعلیشاه دکنی که جهت اشاعه تصوف انگلیسی به ایران آمده و با فریب برخی از علمای اسلام آنان را به انحراف تصوف دچار نموده بود توسط دردمندان آگاه اسلام به حاکم وقت معرفی و تحت تعقیب قرار گرفت و سرانجام یکی از مدافعان واقعی اسلام بطور افتخاری با دو دست خودش وی را خفه نموده جسدش را جهت شسته شدن اسلام از انحرافات در رودخانه انداخت .

- یک چندین سالی پس از ۲۰۰ سال پیش فوق الذکر مشتاقعلیشاه کرمانی که به اشاعه انحراف تصوف در کرمان میپرداخت توسط یکی از دلسوزان هوشیار و شجاع اسلام در سر منبر تکفیر و جادرجا سر نماز دستگیر و بدون فوت وقت به میدان شهر منتقل و سنگسار گردید .

- ۱۰۰ سال قبل ملا سلطانمحمد سلطانعلیشاه گنابادی به جرم سردمداری در اشاعه تصوف و ایجاد انحراف در دین توسط مدافعان دلاور اسلام شبانه و حین وضو گرفتن برای نافله شب خفه گردید و در جوی باغچه خانه اش انداخته شد تا اسلام از انحرافات غربی در دین پاک شود .

- ۱۱ سال پیش حاج علی تابنده محبوبعلیشاه ناگهان از دنیا رفت تا مملکت امام زمان از وجود انحراف تصوف پاک شود .

- ۲ سال پیش محل تجمع صوفیه در قم که جای اشاعه اسلام انگلیسی و لانه جاسوسی در آن شهر مقدس بود توسط دردمندان آگاه و جوانمرد اسلام پس از پاک کردن صوفیان نجس با چوب و چماق از محل مطابق قوانین جاریه مملکت شیعه آتش زده و تسطیح شد و جهت گرفتن درس عبرت دیگران در مقابل دید بازدید کنندگان قرار گرفت .

پرسش تاریخی برادرانشان : چرا با اینهمه بشور و بمال در تاریخ تصوف از اسلام پاک نمیشود ؟

دشمنی فضانوردان و امثالهم با امام زمان

سپتامبر 23, 2007 by بنده خدا

اخیرا در پی مطلبی که در اخیرا در سایت مجذوبان نور آمده وبلاگ خرقه مقاله ای بر رد آن منتشر نموده است .
به نظر میرسد جنابان پشمینه صاحب وبلاگ خرقه این بار جای خود را برای نوشتن به دیگری قرض داده باشند چه معمولا در هرحال رعایت ادب را مینمودند .

در این باب مطالبی به خاطر ما آمد که به نظر رسید مناسب این گفتگو باشد و آن نکات زیر میباشد :

به خاطر آوردیم از قدیم یعنی آنوقت که تحت تعلیم مستقیم آموزش و پروش جمهوری اسلامی بودیم درباره علائم ظهور امام زمان (عج) حدیثی را ذکر مینمودند به این مضمون که وقتی امام زمان ظهور میفرمایند و به اصلاح امور میپردازند آنقدر دین دچار تحریف گردیده که گویی دین تازه آورده باشند که البته بیان این نیست که آنحضرت دین تازه میآورند بلکه اشاره به شدت تحریف دین اسلام در زمان ظهور ایشان میباشد .
آن حدیث را در این نشانی پیدا نمودیم هرکه علاقه مند بود مراجعه فرماید که این است :
امام صادق (ع) میفرمایند « اذا خرج القائم یقوم بامر جدید و سنه جدید و قضاء جدید » .
یعنی هنگامی که حضرت قائم خروج فرمایند امر تازه و کتاب تازه و روش تازه و داوری تازه با خود میآورند . ( به ترجمه منبع مذکور )

اگر آنچه را که در حدیث فوق گفته شده در کنار آنچه درباره مبارزات امام زمان با ظلمه آمده قرار دهیم نتیجه گرفته میشود که آنحضرت در زمان خود یک عده دشمن سرسخت خواهند داشت که به جهت اصلاحات دینی که میفرمایند با ایشان دشمنی مینمایند که قطعا فضانوردان یا حشره شناسان و امثالهم چنین مخالفتی ابراز نمینمایند بلکه کسانی از این باب دشمن امام زمان میشوند که بنوعی داخل در امور دینی میباشند و کسانی که دنباله روی این اشخاص را مینمایند .
از آنچه در بالا عرض شد معنایی که در مقاله سایت مجذوبان نور آمده درک میگردد .

حال اگر در نظر بگیریم که عده ای از علما و عده زیادی از مردم معتقدند که این روزگار نزدیک زمان ظهور حضرت مهدی (عج) میباشد و مطلب پاسخی را که در وبلاگ جنابان پشمینه آمده است در کنار آن قرار دهیم آن دشمنان امام زمان (عج) شناسایی میگردند .

ارتباط : در متن آمده است .

وجوب مبارزه با تصوف هرطور که میشود

سپتامبر 22, 2007 by بنده خدا

اخیرا کتابی ملاحظه مینمودیم مطالبی در آن مشاهده شد که به نظر رسید برخی مشکلات ما را با بعضیها بخوبی شرح نموده .
نویسنده این کتاب ادهم قرشی خلخالی متخلص به عزلتی و مشهور به واعظ دانشمند و عارف و شاعر است که در حدود 300 سال قبل زیست مینموده و نام کتاب « کدو مطبخ قلندری » که در سال 1370 توسط سروش ( انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ) منتشر گردیده است .
ضمنا این مطالب تایید مینماید که همیشه همین آش و همین کاسه معمول بوده است .

چرا مبارزه با تصوف واجبتر از مبارزه با بی دینی و شیوع انواع محرمات و گناهان شایع میباشد که بحمدالله در جامعه ما با تنوع کافی وجود دارد ؟

« سالکی می گفت که یک وقتی ، در اوان غفلت و زمان جاهلیت ، به انواع معاصی و اقسام مناهی آلوده بودم ، و از هیچ فعل قبیحی و عمل شینعی اجتناب و احتراز نمی نمودم ، و به حسب حقیقت از جمیع مذاهب و ملل و ادیان خارج بودم ، و هیچ کس را با من کاری نبود ، و به بی دینی متهم کسی نساختی ، و به تشخیص وضع و تجسس حال من نپرداختی .
اکنون که از محبت دنیا و پیروی هوا و خواهش لذات و شهوات تمامی درگذشتم ، و بر عمر در معصیت تلف کرده تاسف می خورم ، با همه مهربانم و با نفس خود دشمن ، عوام انام زبان غیبت و تهمت در حق من دراز کرده اند : گاه به شیادی و سالوسی و گاه به تسنن و الحاد موصوف و منسوب می سازند . ندانم که این چه حکمت است .
دانایی ، چون از وی این بشنید ، گفت : وجه این ظاهر و دلیل این اظهر من الشمس است ؛ زیرا که در آن زمان از ایشان بودی و کسی ابنای جنس خود را مذمت نکند و بد نگوید ؛ آن وقت مرید شیطان و بنده نفس اماره بودی همچون ایشان ، الحال که از بندگی نفس بگذشتی شیطان پیروان و مریدان خود را به جان تو حالت کند تا آنکه هرچه توانند با تو بکنند . » [ص39]

ارتباط : با بعضی جاها .

ظهور امام زمان (عج ) ؛ آری یا خیر؟

سپتامبر 22, 2007 by بنده خدا

اعتقاد عموم بر آن است که امام(عج) غائب است و همگی برای ظهور ایشان دعا می کنند و تصور بر این است که در تشیع غیبت مخصوص اوست . اما حقیقتاً تمامی ائمه اطهار (ع ) بلکه تمامی انبیاء و اولیاء از حضرت آدم (ع) تا امروز در پرده غیبت بوده و هستند .

غیبت به چه معنی است ؟ به معنی آن است که آن وجود شریف در پرده و پنهان است . پنهان از چشم ما ،از درک ما ،از تعقلات ما و معرفت ما ــ چرا؟ چون ما با او نامحرمیم ، جاهلیم و بزرگی او را درک نمی کنیم و شاید !!دشمنیم !؟! پرده بر فهم ماست ، و در واقع ما در پرده ایم . به تعبیری دیگر او منتظر است . منتظر ما ، تا از جهالت بیرون آییم . و به علت جهل حقیقتاً از او گریزانیم . فقط شعار می دهیم و حرف می زنیم . اصلاً معلوم نیست ما منتظر چه کسی هستیم !! اگر اورا هم ببینیم ، نمی شناسیم .

می گویید او معجزه می کند و اورا خواهیم شناخت !؟! اعجاز یعنی چه ؟ یعنی عمل خارق العاده که نفوس ما در مقابل آن عمل به عجز بیاید و تعقل ما شهادت به قدرتی ماورائی در وجود امام(ع) دهد .

سؤال : ظهور امام زمان ؛ آری یا خیر ؟

اگر انشاء الله امام زمان ( عج ) ظهور کردند شما چگونه می خواهید او را بشناسید ؟آیا کتاب اصول کافی و بحار الانوار را می آورید و مطابقت می کنید و بعد می فهمید که ایشان امام زمان است یا خیر ؟!!

وقتی حضرت محمد (ص) و بسیاری از پیامبران قبل از ایشان ظهور کردند متشرعین و غاصبان ادیان نیز همین عمل را انجام دادند و شروع به بحث و جدل می کردند . آیا به حقیقت محمدی پی بردند ؟!! اگر احادیث غلط روایت شده باشد و یا منظور این احادیث را آنگونه که باید درک نکرده باشیم بر اساس آن شاید اولین قاتلان امام (ع) ما باشیم . مثلاًفرموده اند او سوار اسب سفیدی می شود و … حالا اگر واقعاً ایشان آمدند و سوار اتومبیل بنز یا سمند یا پژو شدند آیا ما به دلیل وابستگی به امپریالیزم آمریکا یا غرب اورا به دادگاه و صلیب نمی کشیم و … و اگر ایشان ریش نداشتند و یا عمامه بر سر نداشتند ، ایشان را به جرم ترک مستحبات به دادگاه تفتیش عقاید نمی کشیم و منکر امامت امام زمان (عج) نمی شویم ؟ و اگر مثلاً ایشان فرمودند پای من به مسجدی به نام جمکران نرسیده و دستور ساخت آن را نداده ام !! نمی گوییم او امام زمان نیست و حضرتش را خارج از دین نمی دانیم ؟!!

باید راهی برای معرفت به امام زمان (عج) پیدا کنیم تا حداقل قاتل او نباشیم .

دیده ای خواهم که باشد شه شناس تا شناسد شاه را در هر لباس

چاره چیست ؟

وقتی برای طلحه و زبیر و بسیاری از صحابه، امامت و ولایت علی (ع) در غیبت است و با او مخالفت می کنند . وقتی از میان آن همه مسلم و بلکه بظاهر شیعه تنها 72 نفر در رکاب امام حسین (ع) به شهادت می رسند و سایرین فرزند رسول خدارا متهم به خروج از دین می کنند.از کجا می دانید اگر امام زمان ظهور فرماید شما در مقام شریح قاضی ، یزید و شمر و … نباشید ؟ از کجا مطمئن هستید ؟ چگونه بر اساس خرافات ، دین تاریخی و دین شناسنامه ای و دین القائی به خویش ایمان دارید ؟ حالا از شما می پرسم ظهور امام زمان (عج) تا پیش از به معرفت رسیدن حقیقی و شهود باطنی او ، آری !!! یا خیر!!!!

منبع : سایت مجذوبان نور

عرض ارادت به برادران و دوستان

سپتامبر 21, 2007 by بنده خدا

سلام
در چند روز اخیر با گفتمانی که با برخی داشته ایم کام بعضی برادران و دوستان تلخ گردیده و بر ما خرده گرفته اند . البته ما همانطور که نزدیک یکسال قبل در یادداشت روز اولی که پناه بر خدا! ایجاد شد عرض کردیم وبلاگ را بیشتر به جهت گفتمان با مخالفان تصوف ایجاد نموده ایم .

با این حال از همه برادران و دوستانی که قابل دانسته با اظهار نظرات خود بر بنده منت مینهند کمال سپاسگزاری را دارم و امیدوارم که همواره از لطف برادران و دوستان بهره مند باشم .

از این فرصت استفاده نموده در همینجا عرض بنماییم در وبلاگ بلاگر که به لطف علاقه برخی مسوولین به اینترنت استفاده عده کثیری از نویسندگان از آن ناممکن شده امکان داشتیم که به دوستانمان لینک بدهیم و ایمیلمان را هم قرار داده بودیم ولی از کار این وبلاگ حاضر درست سر در نیاوردیم و همینطور شده که مشاهده میشود .

لذا اولا از همه دوستانی که باید در وبلاگمان به آنها لینک بدهیم ولی نمیتوانیم عذرخواهی مینماییم .
ثانیا اگر کسی وبلاگ خوشدست و مطمئنی که سراغ دارد به ما معرفی بنماید کمال سپاسگزاری را خواهیم داشت .
ثالثا هرکسی خواست ایمیل ما این است به وبلاگ قبلی هم میتوان مراجعه نمود .

التماس دعا

دایه عزیزمان ، عارفه بزرگوار

سپتامبر 19, 2007 by بنده خدا

معرفی دایه مان

بتازگی شخصی پیدا شده که درباره سلسله گنابادی مطالبی مینویسد که ما قبلا به بخشهایی از نصایح مشفقانه ایشان اشاره نموده ایم .
اولا ایشان بسیار مطلع میباشند چنانکه از چیزهایی خبر دارند که اغلب دیگران خبردار نمیباشند و بسیار علاقه دارند که همه به نحوی که ایشان میخواهند آن چیزها را بدانند و درک نمایند . در باب صحت و سقم برخی از این خبر ها مثلا در قضیه « کشیدن کشیده تنبیهی » درباره اینجانب مطالبی فرمودند که خود این حقیر از آن بیخبر بودم و ما در همینجا وظیفه خود میدانیم از ایشان از بابت اینکه ما را نسبت به گذشته خودمان آگاه و اوقات خوشی را برای ما و دوستانمان فراهم نمودند کمال تشکر را بنماییم .
ثانیا از آنجایی که ایشان بسیار نسبت به سلسله گنابادی دلسوز میباشند بطوری که از قطب سلسله و مشایخ محترم هم بیشتر دلسوزی مینمایند لذا باید از آن دسته از خانمهایی باشند که بچه های مردم را شیر میدهند و پول دریافت میکنند که به آنها اصطلاحا دایه میگویند و برخی از آنها مثل ایشان نسبت به فرزندان دیگران از مادر هم مهربانتر میباشند . البته ما که ندیدیم شاید هم آقا باشند که در این صورت معلوم نیست چطور به وظایف شغلیشان عمل مینمایند بنابراین حدس دوم درست به نظر نمیرسد .
ثالثا چون این خانم محترمه صلاح امورات منزل را بیشتر از صاحب خانه درک مینمایند بطوریکه عنقریب رهنمودهایی هم به صاحب خانه خواهند نمود لذا باید از طایفه زنان دانشمند یا چون صاحب خانه که همان قطب سلسله باشد عارف بزرگواری است و خانم مورد بحث ادعای درویشی هم دارند یحتمل عارفه بزرگواری باشند و به این ترتیب ایشان اولین شخص از طایفه نسوان شناخته میشوند که از قطب وقت بالاتر شده اند . از طرفی چون ما در تصوف معتقدیم که قطب حکم ولی وقت را دارد و معنی آن این است که به جهاتی که سمت الهی دارد که یکی از آنها سرپرستی مومنین و دراویش میباشد کسی بالا از ایشان نیست ، بطورکلی دایه محترمه مورد بحث اولین شخصی است که فهم وی در جهت سرپرستی دراویش از قطب بالاتر شده است .

شرح دایه عارفه مان از روابط بین مشایخ صوفیه و قطب وقت

دایه عالمه اخیر الذکر در چند روز اخیر پس از توصیه به اینکه به مناسبت ماه مبارک رمضان « اخلاقهای بد خودمان را اصلاح کنیم و به کار کسی کاری نداشته باشیم » و یادآوری اینکه « فردا هم روز قیامت و حساب و کتاب هست و عالم برزخ و دوزخی توی راه هست به خدا نمیشود دروغ گفت . به اسم این که من بسیجی هستم و او درویش است اسلام اجازه تعرض نداده. آبروی اسلام را با تعصب و خشونت نباید به خطر انداخت که همه به دقت به کارهای ما نگاه میکنند و روی کلیت نظام قضاوت میکنند . عزت زیاد » خود که احتمالا بسیجی نمیباشند با توسل به روشهای مسالمت آمیز به همان نوع امور شریف اشتغال ورزیده اند .

دایه محترمه ما در مطلب اول مربوط به اسکیموها ضمن تایید و تمجید از جناب آقای مردانی و اثبات وفاداری ایشان نسبت به قطب سلسله و رد ادعا قطبیت از سوی آنجناب در اثبات گفته آورده اند « یک عده اسکیمو توی سلسله جمع شده اند که فقط دلشان میخواهد زیرآب جناب آقای مردانی را بزنند و فعالیتش را محدود کنند و خلاصه ایشان را از چشم آقای مجذوبعلیشاه بیندازند . … اسکیموهای توی سلسله هم مرتب درگوش آقای مجذوبعلیشاه همین حرف را زمزمه میکنند و خلاصه وقتی یک مطلبی هفت هشت سال مرتب تکرار بشود بی اثر نیست. حالا کار به اینجا رسیده که حتی پخش نوار سخنرانیهای آقای مردانی در مجالس درویشی دور دنیا هم ممنوع شده. »
البته قبل از آن در جهت تایید صلاحیت وظیفه الهی قطب سلسله در سرپرستی امور مومنین آورده اند که « خود حضرت آقای مجذوبعلبیشاه در شرح زندگی خودشان برای انتشار توی سایتهای اینترنتی نوشتند تا موقع فوت آقای محبوبعلیشاه ایشان هیچ رفت و آمدی با درویشها نداشتند و بیشتر به کارهای خودشان توی عدلیه میرسیدند. »

دایه محترمه در مطلب بعدی داوطلبانه و از روی خیرخواهی وکالت شیخ بزرگوار جناب صدقعلی را به عهده گرفته و مساله کودتای زننده علیه جناب آقای مردانی را مطرح نموده اند که چرا « نوارهای سخنرانیهای جناب آقای مردانی از مجالس دور دنیا جمع شده و دیگر کسی در مجالس شبهای جمعه و دوشنبه اجازه ندارد این نوارهای ایشان را گوش بدهد. »
و در ادامه اشاره نموده اند که « به فرمایش جناب آقای میرمطلب گراشی یکی از برادرهای ساکن تورنتو در کانادا دو تا نامه برای ما فرستاد که اصل قضیه را نشان میدهد » و آن این است که شیخ بزرگوار جناب آقای ثابتعلی دستور داده اند « در دوشب مجالس فقری هفتگی فقط نوار اقطاب باید پخش بشود » و سپس صادقانه از « جناب آقای میرمطلب گراشی که از تورنتو کانادا دستور فرمودند که این دو فقره کاغذ برای ما فرستاده بشود که به اطلاع خواننده های محترم برسد و ببینند چطوری زیرآب نوارهای آقای مردانی در مجالس درویشی زده شده خیلی تشکر » کرده اند .

در مطلب دوم کودتای زننده علیه جناب آقای مردانی اولا با عشق و علاقه وافر به اصلاح در سلسله ایجاد بخش خاص کودتا علیه آقای مردانی اعلام گردیده و سپس تایید نموده اند که آن آقای میرمطلب گراشی که دستور داده اند « دستخط جناب آقای دکترمهندس سیدعلیرضا جذبی » جهت دفاع از جناب آقای مردانی برای نویسنده محترمه جهت انتشار ارسال شود همان شیخ بزرگوارند که به « مشتاقعلی معروفند » .

در ادامه دایه عارفه ما اینگونه نسبت چند تن از عرفای بزرگوار در سلسله و خانواده محترم حضرت آقای محبوبعلیشاه اظهار ارادت مینمایند که جناب مشتاقعلی « … چندین و چندسال است که آبونه پروازهای فرست کلاس هواپیماهای شرکتهای درجه یک شده و ماه رمضان هرسال بین دبی و تورنتو کانادا رفت و آمد میکند. ایول الله العظیم. شاید نماز و روزه و عبادتهای ماه رمضان توی کانادا ثوابش بیشتر باشد. امسال هم مطابق معمول همه ساله در و دروازه خانه و خانقاه را در دبی چفت و قفل زده و دست خانواده را گرفته و رفته تورنتو. البته ناگفته نگذارم که هرسال خانواده مرحوم محبوبعلیشاه شب درگذشت مرحوم محبوبعلیشاه را در شب ششم رمضان ولیمه میدهند و غذاهای چرب و دلچسبی خیرات میکنند یک عده مخصوص از طرفدارهای پروپا قرص از اینطرف و آن طرف دنیا خودشان را به آنجا میرسانند تا جمع بشوند و برای آقارضا تابنده و متعلقانشان سینه بزنند. … انشا الله خوش باشند و مارا هم از دعای مخصوص خودشان فراموش نکنند. هرچند که چون آقای میرمطلب رژیم غذایی مخصوص دارد زیاد این ولیمه ها به مزاجش سازگار نیست ولی خوب پیرمرد ناچار است برود. آبونه پروازهای فرست کلاس کردندش و چاره ای نیست … »

عارفه بزرگوار نویسنده دلسوز تصوف روابط بین مشایخ صوفیه را اینطور شرح داده اند : « اما برعکس آقای میرمطلب که هرجایی که عشقشان بکشد با خانواده میروند و ماه رمضان و غیررمضان هم برایشان فرقی ندارد این جناب آقای درویش صدقعلی یوسف مردانی از کرج هم به زور اجازه خارج شدن دارد و تا پیاده روی روبروی خانه اش هم باید قاچاقی برود درویشهای گنابادی که خیلیهایشان فقط به عشق آقای مردانی اصلا بادرویشی آشنا شده اند و توی این خط وارد شده اند و هزارتا خاطره از یادنرفتنی از ایشان دارند و از زیارت ایشان مدتهاست محروم مانده اند همیشه دلشان را با گوش دادن به فرمایشات و نوار سخنرانیهای ایشان خوش میکردند که این یکی را آقای دکتر مهندس سیدعلیرضا جذبی از آنها گرفت » .

عارفه مذکوره در باب اتحاد بین فقرا ، دو شیخ بزرگوار صوفیه و رابطه بین ایشان را اینطور توصیف مینماید : « دوسال قبل یک دفعه بیمقدمه مهندس جذبی سر از اروپا و امریکا درآورد و هرجایی که پا گذاشت رفت بالای منبر و گوش کردن به نوارهای آقای مردانی را ممنوع اعلام کرد. بهانه این بود که باید در سلسله اتحاد حفظ بشود و پخش نوارهای آقای مردانی اتحاد فقرا را به هم میزند چون خانواده آقای مرحوم محبوبعلیشاه سر پخش فرمایشات آقای مردانی مساله دارند و میگویند فقرا فقط باید سخنرانی اقطاب را گوش بدهند و همین کافی است و به آقای مردانی نباید میدان داد که هوای قطبیت بسرش بزند. » و توضیح میدهند « آن سفر آقای دکترمهندس سیدعلیرضا جذبی اصفهانی یک کودتای زننده علیه آقای مردانی بود. »

در ادامه شرح ماوقع از قول این خانم محترمه فقرا فرمایش شیخ بزرگوار جناب آقای ثابتعلی را عمل نمیکنند لذا آنجناب نامه ای را که متن و تصویر آن ارائه شده مینویسند و برای اینکه روابط خود با جناب آقای مردانی را به شرح دایه عزیزمان کامل کرده باشند آن را به امضای حضرت آقای مجذوبعلیشاه رسانده و در همان راستا مزیدا زیر دستخط حضرت آقا تاکید مینمایند « محتوای این دستورالعمل فقط برای تورنتو نیست و باید به همه مجلس دارها در شهرهای ایران و در سراسر مجلسهای دنیا در اروپا و کانادا و آمریکا اطلاع داده شود » .
در ادامه شرح ماوقع دایه ما در دفاع از سلسله و شیخ بزرگوار جناب آقای مردانی توضیح میدهند که باند اسکیموها در سلسله با جوسازی و بازی دادن مشایخ و سپس حضرت آقا میخواهند زیرآب آقای مردانی را بزنند و آن شیخ بزرگوار صوفیه را از چشم قطبش بیندازند .

شرح ماوقع از نظر یکی از پیروان تصوف

قبلا عرض کنیم خلاصه ماجرا آنچنانکه مدارک ارائه شده بیان میدارد چنین به نظر میرسد که شیخ بزرگوار جناب آقای ثابتعلی با تایید قطب سلسله یا در تایید نظر ایشان به فقرا دستور داده اند که « همان طور که در نامه ای به تاریخ مهرماه ۱۳۸۴ به فقرای اروپا مرقوم فرموده اند در مجالس پندصالح قرائت شود و فقط نوار منتسب به اقطاب گذارده شود نوار آقایان مشایخ گرامی در مجالس خصوصی غیر از دوشب فقری می توان گذاشت جذبی والسلام امضا » .
مخاطب بنده در اینجا پیروان صوفیه میباشند : بیایید فراموش کنیم چه در بالا خوانده ایم . در موضوع مطرح شده فوق چه شبهه ای از نظر شما وجود دارد ؟ اینکه مربی معنوی دستور داده باشند که از چه کتاب ، سخنرانی ، یا مطالبی آنهم در مجالس فقری استفاده بشود یا نشود ؟

چند سوالات

۱. همانطور که همه میدانیم مقام قطبیت و انتصاب شخص به آن در تصوف امری الهی دانسته میشود و کسی که به چنین مقامی میرسد توسط قطب قبلی که خود انسان کامل و ولی وقت بوده و وظیفه تعیین جانشین را سلسه وار و بطور درست از معصوم دارد آن را دریافت مینماید و این سلسله به شرح آیه « ما ننسخ من آیه او ننسها نات بخیر منها او مثلها الم تعلم ان الله علی کل شیء قدیر ـ سوره بقره ، آیه 106 » ادامه خواهد یافت .
از نظر صوفیه و پیروان قطب سلسله چطور یک چنین شخصیت منحصر به فرد الهی در تربیت و اداره امور مومنین از خلق الله بازی خورده و دچار نقصان میشود ؟
۲. نویسنده مذکوره در بالا که ادعا درویشی دارد در مطالب خود شعر مشهور جناب مولوی « جان گرگان و سگان ازهم جداست / متحد جانهای شیران خداست » را چگونه شرح و بیان نموده است ؟
۳. نویسنده مذکوره در بالا که ادعا درویشی دارد در مطالب خود به چند تن از بزرگان در سلسله بی ادبی ،‌ اهانت ، تهمت و کثر مقام معنوی روا داشته است ؟ لطفا با انگشت بشمارید .

بیان قطب وقت در این موضوع

در پایان از کلیه خوانندگان محترم دعوت مینماییم به بیانات حضرت آقای مجذوبعلیشاه درباره موضوع مورد نظر در گفتگویی که در آبان 1385 داشته اند توجه بفرمایند :

« مشایخی که اکنون از طرف اینجانب ماذون به ارشاد و راهنمایی هستند ، جدا از مسائل معنوی از حیث ظاهر ، اکثرا با تحقیقاتی که انجام شده است و با ملاحظه سوابق عرفانی آنها به این سمت انتخاب شده اند . تمامی ایشان در اعتقاداتشان بسیار محکم و قوی هستند و مورد محبت فقرا هستند و خودشان هم الحمدلله در تربیت فقرا زحمت می کشند و کوشش می کنند و به هیچ وجه تفاوتی از این حیث میان آنها نیست و علاقه همه آنها هم به من در طی ده سال قطبيتم کاملا ثابت شده است . چه کسانی که قبلا توسط حضرات رضاعلیشاه و محبوبعلیشاه منصوب شدند و چه کسانی که از طرف خود من به این مرتبه رسیده اند ، همه همین حالت محبت را به من دارند و همگی با اظهار ارادت تمام پس از رحلت حضرت محبوبعلیشاه با من تجدید بیعت کردند . فقرا نیز عموما همین حالت را دارند و هیچگونه مخالفتی دیده نشده است . البته دشمنان تصوف گاهی از جانب فقرا و مشایخ اعلامیه ها و خبرهایی را منتشر می سازند که از بس تقلبی می نماید حاجتی به هیچگونه انکار ندارد . مشکل معاندان این است که تصور می کنند ، فقر و درویشی مانند یک تشکیلات حزب سیاسی است که بتوان از طریق شایعه پراکنی و ایجاد شبهه در بنیان آن رخنه ایجاد کرد . روابط فقرا با یکدیگر و با مشایخ و قطب ، روابطی معنوی است که فقط آنکه رایحه ایمان به دماغش رسیده باشد آن را می فهمد . »

همچنین به بنده هفتم بیانیه ابتدای سال 1386 شمسی که فرموده اند :
« از اینکه مشایخ و ماذونین سلسله نهایت محبت را نسبت به فقیر داشته و در انجام وظایف محوله کوشش می نمایند و وجهه امر را مورد توجه قرار می دهند ، سپاسگزار و دعاگو هستم … »

حالا توصیه مینماییم مطلب امروز ما را از اول بخوانید …

ارتباط : به لینکهای در متن مراجعه فرمایید .

درویشهای من ، کودکان عزیزم

سپتامبر 14, 2007 by بنده خدا

سلام و علیکم
درویشهای من ، کودکان عزیزم

دیدیم که توی وبلاگ خرقه نوشته شده بود که این درویشهای گنابادی اهل نماز و روزه هستند چرا بازهم شما به آنها بد میگویید و صابر قدسی نوشته بود این نماز و روزه شان به درد نمیخورد .
آقا صابر نفهمیده یک حرفی زده شما دلخور نشوید . چون تلسکوپ و میکروسکوپی وجود ندارد که بتوان با آن اعتقاد درویشها را توی دلشان دید نباید این حرف را میزده بلکه باید صبر میکرده وقتی انشاءالله چنین تلسکوپی اختراع شد این حرف را میزد .

عزیزانم ، شما میدانید که درویشهای گنابادی اعتقاد به اهل بیت دارند نماز و روزه شان را مثل بقیه انجام میدهند اینش جای اشکال تراشی ندارد . حالا یک خاطره ای برای شما نقل کنم یک وقت یک جوانی از علامه طباطبایی که عارف بزرگی بود اما صوفی نبود ذکر لااله الا الله گرفت و بر اثر آن احوالش بکلی متفاوت شد و این شخص از نیکان روزگار شد . ادعای درویش بودن هم ندارد اما احوالش از هزارتا درویش سرسپرده که ذکرشان را از صوفیها میگیرند بهتر است . آنجور درویشها گمراه هستند و بدنام کننده درویشی .
ببینید علامه طباطبایی درباره آنجور درویشها که گفتیم میگوید شرع را کنار گذاشته اند و در شرع بدعت آورده اند و در محرمات غوطه ور شدند و ترک واجبات کرده و در آخر منتهی به تکدی و بنگ و افیون شدند که این حالت آخرین حالت تصوف است که مقام فنا نامیده میشود .

درویشهای نازنینم ، یک عده نادرویش خودشان را توی صف شماها جا کرده اند و با مریدبازی مرام درویشی را به حزب جدای از جامعه تبدیل کرده اند . ببینید حضرت امام خمینی در مصباح الهدایه میفرمایند درویش واقعی باید نزد یکی از اولیای خدا برود که منصب ارشاد داشته باشد مثل آن کسی که توی خاطره ام رفت پیش علامه طباطبایی و رستگار شد .

بچه های فهمیده و باصفای من ، خودتان خوب میدانید که در بین صوفیه برسر احترام به علامه طباطبایی اختلافی نیست . آقای رضاعلیشاه هم خوب بود و به علما احترام میگذاشت . البته آنها هم متقابلا به او احترام میگذاشتند .
کسی با قضیه سلوک به خدا مشکلی ندارد ببینید مرحوم امام خمینی و مرحوم علامه طباطبایی و مرحوم مطهری هم قبول داشتند و اصلا آنرا آموزش میدادند اما غیر امثال آنها هرکی هست دکان باز کرده . بزرگان صوفیه هم همین را میگویند مثلا مرحوم آقای کیمند که چه آدم خوبی بود بطوری که ژنرال تتری هم ازش توی روزنامه تعریف کرده گفته که ذکر لااله الا الله بهترین اذکار شریعت و طریقت است . ببینید مثل علامه طباطبایی .

بچه های عزیز خودم ، آدم نفهم در هر لباس و گروهی پیدا میشود در بین درویشها هم آدم خوب داریم هم آدم بد داریم . اشتباه این است که مثلا بگوییم آقای کیمند آدم خوب و وراسته ای بود چون درویش و صوفی بود . این غلط است و کلی بافی است .

جوانهای عزیزم ، از قدیم گفته اند تعصب خیلی بد است . همانطور که یک عده ای از روی تعصب میگویند صوفیه همه شان باطلند و این غلط است چون همانطور که دیدیم آن جوان که از علامه طباطبایی ذکر گرفت رستگار شد و خوب بود ، درویشها هم نباید روی اعتقاداتشان تعصب داشته باشند و وقتی کسی نصیحتشان میکند باید قبول کنند .
ببینید همه بزرگان مملکت سفارش وحدت اسلام را میکنند و به عارفان و حکیمان احترام میگذارند . باید همه اعتقاداتمان را یکی کنیم تا بتوانیم به وحدت برسیم .

بچه های عزیزم امیدارم نصایح من خوب خوردتان رفته باشد . حرف من را گوش کنید که به خیر و صلاحتان است وگرنه عصبانی میشوم و برایتان کشیده تنبیهی در وجه حامل میکشم و به جای عکسهای قشنگ چیزهای ترسناک نشانتان میدهم .

ارتباط :
- خدایا در این ماه رمضان تعصب ما را کم کن و انصاف ما را بیشتر کن.
- برای تحقیق درباره نظرات امام خمینی و علامه طباطبایی و علامه مطهری و برخی علمای دیگر درباره « تصوف » به مقالاتی که در اینجا فهرست شده مراجعه شود .

عبادت و ذکر کافی است ، اما …

سپتامبر 14, 2007 by بنده خدا

جنابان پشمینه در آخرین پست خود به مناسبت ورود به ماه مبارک رمضان پرسشی را مطرح نموده اند به این مضمون که کسی که صوفیه را به عنوان منحرف رد میکند چه توجیهی دارد که آنها اهل شریعت و عبادت هستند و شاید از بسیاری دیگران نیز مقیدتر باشند . آن جنابان در پاسخ آورده اند که اعتقاد از عمل مهمتر بوده و عمل منوط به درستی اعتقاد میباشد .

نویسنده در اینجا به معنایی اشاره نموده اند که برای شیعه و بالاخص صوفیه بسیار آشنا میباشد و آن است که گفته میشود عمل نیک با دخول در ولایت ارزش واقعی خود را دارا میشود و یا آنکه برعکس گفته میشود که اعمال و عبادات بدون دخول در ولایت ارزش چندانی ندارد .
چنانکه در پاسخ به سوالی که درباره ارزش اعمال نیک غیرمسلمین میپرسند گفته میشود که اعمال از خیر و شر یک اثر وضعی دارد که صاحبش آن را در احوالات دنیوی خود میبیند و یک اثر معنوی و باطنی دارد که برای مومنین هردو و برای غیرمومنین فقط اثر وضعی و دنیوی آن عطا میگردد .
به همین جهت مردم ممالک غیرمسلمان که دانسته یا ندانسته رعایت اصول اخلاقی و توصیه های الهی را میکنند از آثار مادی آن بهره مند شده و زندگی مرفه و آبرومندانه ای دارند ولی ما مسلمانان که از سوی خاتم النبیین امت مرحومه خطاب شده ایم از این عنایت الهی استفاده و بحمدالله به دستورات الهی عمل ننموده و به همین مناسبت از بسیاری جهات در میان امتهای دیگر سرافراز میباشیم .
البته نیز گفته شده که هرکس با حسن نیت قلبی برای خداوند هر عملی را انجام دهد آن کریم بزرگوار وی را محروم نساخته و به قدر خودش از مواهب معنوی بهره مند میسازد چنانکه فرمود « والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا … ( عنکبوت – ۶۹ ) »

اما البته از قدیم برخی از زعمای قوم مخصوصا آنها که زور بلاشرط هم دارا بوده اند معتقدند که اگر کسی مسلمان و شیعه باشد چنانکه مطابق نظر عموم علمای مذهب شیعه دوازده امامی عقایدش با اصول تشیع مطابقت کند حتی اگر خودش هم از علمای بزرگ باشد و حتی اگر برخی دیگر از علمای بزرگ شیعه وی را به جهت فضل و دانش و عمل و زهد و تقوا تایید و تحسین نمایند اما صوفی باشد بطوریکه پیروی ما نکند فضایل و کمالاتش سودی برایش نداشته بلکه سنی کافر بوده اموال و نوامیس و جانش حلالتر از شیر مادر است بر کسی که بخواهد آنها را بخورد و آبرویش هم باید بای نحو کان بر آب باشد و دریدن و خوردن و نوشیدن چیزهایش مستحب بلکه واجب اضطراری است که در بهشت حورالعین دارد .
علیهذا اگر صوفی از اعاظم علما بود و قضیه اینطوری شد تکلیف آنان که « در دولت او میزیند » واضح و مبرهن میباشد . حالا میفرمایید ما چه بگوییم ؟

این است که گفته میشود اگر خداوند اختیار بهشت را به دست برخی مخلوقاتش میداد کار خلق الله زار بود چنانکه اختیار دنیا را به بعضی داده و کار خلق الله زار شده .

ارتباط : آیا فقط عبادت وذکر کافی است؟

جنابان پشمینه با اعتذار

سپتامبر 11, 2007 by بنده خدا

جنابان پشمینه
با عرض سلام

ما تا هفته قبل فکر مینمودیم که شما نمونه بدترین آدمی هستید که علیه تصوف فعالیت نموده و مطلب مینویسد اما در این چند روز از داشتن این تصور شدیدا عذاب وجدان پیدا نموده از آن خواب چشمانمان ربوده شده علی الخصوص حالا که سوابقمان افشا شده و ناچار شده ایم در گوشه ای از انظار پناه بگیریم و بیندیشیم .
سرانجام تصمیم گرفتیم با اعتذار از شما اندکی از آن بار جانکاه را کم نموده و عرض کنیم انصافا که آدم کم تجربه ای بودیم و نفهمیدیم که دست بالای دست بسیار است و آدم باید به آنچه خداوند به وی عطا میکند شکرگزار بوده و استفاده مثبت بنماید .
لذا کماکان در خدمتگذاری حاضر بوده هروقت بتوانیم سری به شما یا دوستانتان میزنیم و عرض ادبی مینماییم .

ارادتمند
بنده خدا

ارتباط :
وبلاگ خرقه پشمینه : ارتباط سازمان سیا وصابر قدسی؟؟؟

بگذار بگویند … بگذار بشنوند …

سپتامبر 9, 2007 by بنده خدا

شخص محترمی به ما ایرادی وارد نموده اند که برخی دوستان دیگر هم گاهی وارد مینمایند و آن اینکه وقتی ذکر خیری از وبلاگها و سایتهای مخالفان میشود خواننده آن سایت یا وبلاگها زیاد میشود .
عرض مینماییم به نظر ما مخالفت مخالفان تصوف اغلب بر پایه ناآگاهی خوانندگان یا نادان فرض کردن آنان و به شیوه هایی برخلاف اصول انسانی و اخلاقی و اسلامی میباشد لذا هیچ رسوایی برای ایشان بدتر از بیان مخالفتشان و آگاهی مخاطبان به هرشیوه که باشد نیست چنانکه شیخ سعدی علیه الرحمه در گلستان فرموده اند « نادان را به از خاموشی نیست و گر این مصلحت بدانستی نادان نبودی » .
چه باک که هرچه بیشتر سخن بگویند و هرچه بیشتر شنیده شود اگر ما موفق باشیم که به شیوه دستور داده شده رفتار نماییم که فرمود « و جادلهم بالتی هی احسن – 125 سوره نحل » .
از اظهار نظر دوستان و برادران محترم سپاسگزارم .

حکایت دراویش بروجردی

سپتامبر 9, 2007 by بنده خدا

جدیدا بر اثر سایت گوگل وبلاگی با عنوان حکایت دراویش بروجردی یافته ایم و با خواندن مطالب آن که اغلب از عناوین دست اول سال گذشته وبلاگ قدسی جنابان پشمینه اخذ شده است با برادران بروجردی خود ابراز همدردی مینماییم .
در مطلب آخر این وبلاگ که ما نفهمیدیم چه احساس ضرورتی بر اثبات حلالزادگی خود مینماید سوالاتی مطرح گردیده که چون واضح و مبرهن میباشد که منظورشان از عبارت « چند سوال … اگر پاسخی هست … » اینکه « چند کلمه میگوییم … اگر جرات دارید رد کنید … » نمیباشد لذا ما با خیال راحت آنچه به ذهنمان میرسد عرض مینماییم :
- درباب بخش اول ظاهرا اختلاف نظری نیست لکن اگر خواستید اتهامی به کسی وارد نمایید بطریقی که در حقوق اسلامی مشخص شده ( یعنی بطریقی که از قرآن و سیرت نبوی و ائمه گرفته شده نه آنچه از مصالح دنیاداری یا احیانا بخارات جهازات هاضمه برآمده باشد ) باید اثبات گردد وگرنه خود وارد کننده اتهام مجرم و گناهکار میباشد اگر این گفته مورد قبول نمیباشد خواندن مطلب زیر لااقل برای دراویش مفید میباشد : مسائل حقوقی و آدم حلالزاده – جهت ثبت در تاریخ

- درباره غسل اسلام شما باید مدرک محکم در رد‌ چنان چیزی ارائه نمایید چه بسیاری از اعمال فعلی شیعیان از خوب و بد هست که منصوص نبوده اما امروزه گاهی بصورت واجبتر از نماز به هم میرسد و کسی هم متعرض نمیگردد .
درباره عشریه مطلب جناب رضاعلیشاه مطالعه گردد .
درباره ترک مسجد هم باید عرض شود ما نهی از مسجد رفتن نداریم اما مسجد جایی میباشد که محل سجود و عبادت بوده و شرایط مسجد را داشته باشد نه ساختمان خاصی که اسم مسجد دارد . آن حوادثی هم که در مسجد رخ داده و ذکر نموده اید در زمانی رخ داده که آن مکانی که اصطلاحا مسجد نامیده میشده در اختیار پیامبر و ائمه بوده شما بفرمایید از بعد از امام حسن (ع) تا کنون چه وقت مسجد در اختیار معصوم بوده و در زمانی که نبوده شیعیان در این باره چه کار میکرده اند ؟ همچنین علاقه مندان مطلب نوشته شده درباره مسجد را در این متن مطالعه فرمایند .
پیش کشیدن بحث خمس در این دوره و زمانه که اغلب حتی عموم مردم مدعی دینداری هم به آن اهمیت نمیدهند و ایراد گرفتن همان مردم از دراویش که عشیره را بصورت واجب میپردازند نیازمند مقدار معتنابهی پررویی میباشد که برادرانشان معدن آن را در اختیار دارند . به هرحال اگر کسی در این باب طالب دانست است به همان مطلب عشریه جناب رضاعلیشاه مراجعه نماید .

متاسفانه برادرانشان بجای آوردن مطالب یا استدلال جدید در رد تصوف همان قبلیها را که بعضا سابقه آن به چند صد سال قبل میرسد در جاهای جدید تکرار مینمایند لذا بابت لینک دادن به مطالب قبلی خود از خوانندگان محترم طلب عفو مینماییم .