بایگانیِ 21 ژوئن 2007

نخود هر آش : در باب وبلاگ مجهول الهویه کتیب

ژوئن 21, 2007

احتمالا همگی با وبلاگ کتیب آشنایی پیدا نموده اید . این وبلاگ که آرشیو آن نشان می دهد نزدیک 5 سال سابقه تحریر در اینترنت را دارد و خود را خبرگزاری میداند مدتی است که به دراویش گنابادی توجه ویژه نشان میدهد . مطالب این وبلاگ را با این عبارات میتوان توصیف نمود : مخالف با جمهوری اسلامی ، افشاکننده نیات پشت پرده و اخبار نگو با لحنی تند . وی بدون ترس و ملاحظه با لحنی نامحترمانه و حتی بی ادبانه درباره آدمهای موضوع مطالب خود تحریر مینماید و بدین شیوه خوانندگانی گرد آورده و با این احوال هیچ هراسی از عواقب آن چه از نظر شخص نویسنده و چه از نظر مشکلاتی که ممکن است برای وبلاگش پیش بیاید که در یک سرویس دهنده ایرانی معروف هم ایجاد شده ندارد و قابل توجه میباشد که با این همه مطلب تند و تیز که درباره بزرگان نظام جمهوری اسلامی نوشته تا کنون هیچ مشکلی هم نداشته و پنج سال است که به کار خود در همان نشانی ادامه می دهد و حال آنکه برخی نویسندگان به جهت کمتر از اینها از دست ممیزی اینترنت از این سایت و وبلاگ به آن سایت و وبلاگ دربدر میباشند . ما به سایر موضوعاتی که میپردازد کاری نداریم چه بر عهده اشخاص و صاحبان خود آن موضوعات میباشد مورد نظر ما آن است که مربوط به خودمان میباشد .

در یکی دو سال گذشته در این وبلاگ مطالبی درباره سلسله گنابادی منتشر شده است و یکبار هم آنها را به جهت دلسوزی مضاعف نسبت به دراویش یکجا در کنار هم تکرار نمود . جدیدا هرچه درباره سلسله در اخبار در جاهای دیگر میآید میآورد که بسیاری مواقع هم در دفاع و بعضا تحسین این سلسله بوده و چیزی هم بر آن می افزاید .
برای نمونه در مطالبی که در نشانی بالا آمده علیرغم اظهار نگرانی و دلسوزی برای دراویش در مطلب مذکور لحن نویسنده چنان است که گویی شخص بسیار مطلعی با عده ای نوپایان تازه به دوران رسیده بیانات مینماید چنان لحنی که در سخن گفتن برخی آقایان با پیروان خود یا با ملت دیده میشود و با این لحن وقایعی را بیان و نتیجه گیری و توصیه هایی نیز نموده است .

آنچه توجه آدم مطلع را در این نوشته ها جلب مینماید مخلوط بودن صحیح و سقیم در بیان وقایع است که برای خواننده ناآگاه قابل تفکیک نبوده چنانکه آن بیچاره حتی حدس هم نمیزند که ممکن است چیزی خلاف واقع بیان شده باشد و اگر هم شده کدام به کدام بوده . بر اشخاص آگاه مبرهن است که برخی از این بیان وقایع به داستانسرایی میماند و اصلا معلوم نیست مبنای آن اخبار و توصیه هایی که نموده کجاست .
به عنوان مثال به بخشی از مطلب لینک فوق که در زیر میآید توجه فرمایید که هرآنچه در بالا گفته شد در آن تصدیق میگردد . خواننده محترم باقی را خود به مطلب مراجعه و اندیشه نماید :
« … برنامه ریزی دقیق نوچه های حاج آقا فلاحیان این بود که در درون فرقه گنابادی ها یک باند جمع وجوری دور وبر رضای تابنده درست کنند که در آلمان و کانادا و ویرجینای آمریکا شبکه گسترده ای بین جوانها داشته باشدو سرنخ همه آنها هم به یک مهره سوخته اطلاعاتی وصل بشود. به یک جوانکی که وردست سابق منوچهر خوش زبان بوده و چند سال است که بین دبی و تهران و بوخوم آلمان و کانادا و لس آنجلس پرسه می زند و برای رضای تابنده یارگیری می کند. [...] خدا به رضای تابنده رحم کند که با دست مادر و خانواده مادرش توی بازی فلاحیان نیفتد. خدا کند که رضای تابنده فراموش نکند فلاحیان کیست و دستش به خون چه کسی آلوده است. »

موضوع جدیدی که اخیرا مورد توجه نویسنده یا نویسندگان این وبلاگ مجهول الهویه قرار دارد و جسته گریخته اما بصورت پیوسته آن را پیگیری مینماید چیزیهایی است که درباره یکی از دراویش این سلسله بیان میکند که وجهه علمی موجهی نزد مجامع علمی از نحله های فکری مختلف دارد و شناخته شده است .

چندی قبل مطلبی درباره دکتر شهرام پازوکی منتشر شده بود که الآن ما میگردیم پیدایش نمیکنیم و به نظر میرسد برداشته شده باشد . خلاصه مطلب این بود که : نظریات علمی دکتر حسین نصر اسلامشناس مشهور ایرانی که چهره موجهی هم در خارج و هم در داخل ایران دارد و به دلیل سمتهای علمی که در رژیم گذشته داشته است از وابستگان رژیم سابق است ، در راستای تحکیم مبانی نظری نظام جمهوری اسلامی است که از نظر کتیب مردود است و وی با روحانی معروف آقای مصباح یزدی مناسبات دوستانه و همفکری دارد و این روحانی اخیرالذکر با استفاده از نفوذ فوق العاده ای که در حکومت ایران دارد با نشر اندیشه های دکتر نصر سعی در ترویج مبانی نظری مورد نظر خود و استحکام نظام جمهوری اسلامی که از نظر نویسنده کتیب بد است را دارد .
نویسنده در باورپذیر نمودن داستان خود دکتر شهرام پازوکی را کشف مینماید که در انتشارات خودش یکی از چندین کتاب دکتر نصر را که در ایران منتشر شده چاپ نموده و نظارت بر پروژه انتشار افکار و آثار دکتر نصر را از سوی آقای مصباح پیدا کرده است . همچنین دکتر پازوکی دارای سمتهایی در موسسه گفتگوی تمدنها ( که میراث دولت آقای خاتمی و از اول با دکتر نصر سابقه حسن روابط داشته ) و موسسه آموزشی آقای مصباح یزدی در قم ( به عنوان مدرس و همکار این روحانی معروف ) معرفی شده تا طرح داستانش کامل شود . و بدین سان دکتر پازوکی سمت حلقه رابط و مجری نیات پلید دو نفر آدم بد داستان نویسنده کتیب را یافته است .
پایان نقل از نویسنده کتیب .

مشابه آن مطلب در پست پنجشنبه 17 خرداد 86 تکرار شده به بخشی از آن توجه فرمایید :
« … بااین همه انچه از سوی برخی سایتهای داخلی به عنوان اقدامات براندازی مخملی آمریکا علیه ایران یاد میشود درواقع چیزی جزتبادلات فرهنگی نیست. تبادلاتی که در دوران حجت الاسلام محمد خاتمی در سطح دانشگاهی بسیار معمول شده بود. به دنبال کنار رفتن خاتمی بلافاصله موسسه مصباح یزدی در جوار حوزه علمیه قم تلاش کرد تا بااستفاده از مهره های «کثیرالارتباط» (مانند دکتر شهرام پازوکی که هم در کنار خاتمی فعالیت میکردند و هم در موسسه مصباح) خلاء حضور بنیاد خاتمی را به نفع خود پرکند امری که در زمان خود مورد استقبال وزارت اطلاعات نیز قرار گرفت. … از جمله آن که انجمن فلسفه با مطرح کردن دکتر شهرام پازوکی تماسهای مکرری با دکترسیدحسین نصر برقرار کرد و قراردادهایی برای ترجمه آثار وی از زبان انگلیسی به فارسی منعقد نمود. هدف از این کار تبدیل کردن دکتر نصر به پایگاهی فرهنگی برای حمایت از لابی ایران در آمریکا بود. … البته در جریان طرح دوباره نام سیدحسین نصر حجت الاسلام مصباح یزدی نیز خالی از تاثیر نبود چرا که بنوبه خود حمایت از ترجمه آثار دکتر سیدحسین نصر به فارسی و توزیع آن در ایران به دست دکتر شهرام پازوکی و دوستان او را از اسباب تضعیف دکتر سروش بشمار می آورد. البته محافل نزدیک به دکتر سروش پس از این که یکی دوبار سخنرانیهایش در شهر قم توسط شاگردان موسسه مصباح بهم ریخت به دکترشهرام پازوکی توصیه کردند که به فعالیت درچهارچوب انجمن فلسفه و دانشکده ادبیات بسنده کند و به روش حجت الاسلام ابطحی افتدا نماید. اما وی به دلایل نامعلومی در این امر کوتاهی کرد و با کمال اسف سرنوشت خود را به گوشه عبای حجت الاسلام مصباح یزدی گره زد. »

در اخبار پست همان روز خبر زیر منتشر شده است :
« سخنرانی وابستگان حجت الاسلام مصباح یزدی در کانادا بهم خورد
لغو سفر حجت الاسلام مصباح یزدی و دکتر شهرام پازوکی به کانادا
کنفرانسی که با دعوت دانشگاه واترلوي کانادا برنامه ریزی شده است روز گذشته آغاز به کار کرد. در جریان سخنرانیها جمعیت بسیارزیادی از ایرانیان مقیم کانادا نیز شرکت کرده بودند. اما به نظر میرسید که این جمعیت حقیقتاْ به مطالب عنوان شده در این کنفرانس علاقه ای ندارند. تنها زمانی دلیل حضور این جمعیت زیاده از انتظار ایرانیان مقیم کانادا در محل برگزاری سخنرانی مشخص شد که یکی از وابستگان به بنیاد حجت الاسلام مصباح یزدی برای سخنرانی به پشت تریبون رفت. در این لحظه به ناگهان همه ایرانیان حاضر در سالن کنفرانس پلاکاردهای اعتراض آمیزی را برافراشتند و با غرش فریادهای خود ادامه مراسم را دچار اختلال کردند. بطوری که بلافاصله سخنگوی حجت الاسلام مصباح یزدی به ناچار پا به فرار گذاشت و مسئولان دانشگاه ختم زود هنگام برنامه را اعلام داشتند.
لازم به یادآوری است که در ابتدا قراربود حجت الاسلام مصباح یزدی ریاست موسسه مصباح در قم و دکترشهرام پازوکی مدرس این موسسه به کانادا بروند. اما مقامات سفارت ایران با توصیه های خود مانع مسافرت حجت الاسلام مصباح گردیدند. روابط فرهنگی میان دانشگاه واترلو و موسسه مصباح از طریق آشناییهای دکتر شهرام پازوکی از سه سال قبل تنظیم وبرقرار شده است. علاوه براین قرار است تا دکتر شهرام پازوکی درسفری به کانادا مقدماتی را برای سفر بعضی از شخصیتهای میانه روی جمهوری اسلامی برای گفتگوی فرهنگها و ادیان در فضای دانشگاهی هموار نماید. »

خصوصا ارتباط دکتر پازوکی با روحانی معروف آقای مصباح یزدی مورد توجه نویسنده مرموز کتیب بوده و تا کنون دوبار دیگر هم مطرح شده است . نویسنده در انتهای مطلب « خاطرات حجت الاسلام محمدتقی مصباح یزدی » که هیچ ربطی هم به دکتر پازوکی ندارد در تاریخ یکشنبه 23 اردیبهشت یادآوری شده :
« انچه مطالعه شد نوشته های حجت الاسلام محمدتقی مصباح یزدر قم بود که در سایت ایشان به این آدرس http://mesbahyazdi.org/farsi/travels/travels3.htm نوشته شده است. حال بدنیست نظریات خوانندگانی که این مطالب را در سایت انتخاب خوانده و واکنش نشان داده اند نیز خوانده شود. عجب از جناب آقای دکتر شهرام پازوکی که با همه نوع آدمهایی داد و ستد «فرهنگی» دارد و …. به قول معروف نخود هر آشی است »

و مطلبی که در تاریخ یکشنبه 27 خرداد 86 آمده است :
« تجمع فعالا‌ن حقوق بشر در ژنو
در شرایطی که «مرکز اروپایی موسسه گفتگوی تمدنها و فرهنگها و ادیان» متعلق دکتر حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمدخاتمی در سویس برنامه ای در محل این مرکز تدارک دیده بود به دعوت فعالا‌ن ايراني دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريكاي شمالي، هفتادنفر از ایرانیان ساکن کشورهای مختلف جهان در اعتراض به نقض حقوق بشر در ايران به سویس رفتند و در» ميدان ملت‌ها» مقابل دفتر اروپايي سازمان ملل در ژنو تجمع اعتراض آمیز كردند . لازم به یادآوری است که دوهفته قبل نیز یکی از دانشگاه های کانادا که یک نشست فرهنگی با شرکت استادانی از ایران را برنامه ریزی کرده بود ناچار شد در همان روز اول به کار خود پایان دهد. دلیل این امر اعتراض ایرانیان این شهر به حضور وابستگان موسسه نشر آثار و افکار آیت الله خمینی بود که توسط آیت الله مصباح یزدی و با بودجه کلان دومیلیاردی که دولت احمدی نزاد در اختیار این موسسه قرار داده اداره میشود. ‌ نکته قابل توجه این که دکتر شهرام پازوکی عضو فعال موسسه گفتگوی تمدنها در برنامه این موسسه در سویس شرکت داشت وبرای نشست فرهنگی کانادا نیز به عنوان عضو علمی موسسه آیت الله مصباح یزدی دعوت شده بود !!! »
پایان مطالب نویسنده کتیب .

تمام دراویشی که دکتر پازوکی را کمابیش و از دور یا نزدیک میشناسند از خواندن و شنیدن مطالب فوق شگفت زده میشوند .
اولا هرکس اندک آشنایی با دکتر حسین نصر و روحانی معروف جناب محمدتقی مصباح یزدی و آرا و عقاید آنان داشته باشد میداند که جمع شدن این دو نفر بسیار بدور از ذهن میباشد چه یکی موافق تصوف و دیدگاه صوفیانه از اسلام و دیگری مخالف تصوف و دارای برداشت مخالف نظرات اجتماعی صوفیه است و در این حال چطور این دو نفر همرای و همفکر خواهند شد ؟
از طرفی نویسنده کتیب در مطالب خود آورده که دکتر نصر به دلیل مناسبات خود با خاندان پهلوی ( که ما نمیدانیم چگونه و چه اندازه بوده ) منفور نویسندگان روزنامه فخیمه کیهان و همفکران آنان است چنانکه « سایه وی را با تیر میزنند » و حال آنکه ما همه میدانیم که نویسندگان مطبوعه شریفه کیهان از ارادتمندان جناب مصباح هستند ، چطور کسی با رفیق و همفکر آیت الله خودش دشمن میشود ؟
ثانیا هرکس میداند که آب آقای خاتمی با جناب مصباح در یک جوب نرفته و نمیرود چطور اشخاصی پیدا میشوند که هم همفکر و همکار آقای خاتمی و موسسه مطبوع وی باشند هم همفکر و همکار جناب مصباح و موسسه مطبوعه وی ؟ ( یعنی دکتر نصر و دکتر پازوکی )
ثالثا اینهمه تاکید و اصرار نویسنده کتیب در داشتن ارتباط دکتر پازوکی با روحانی معروف جناب مصباح به همان دلایل بالا و بلکه قویتر مردود میباشد چه دکتر پازوکی وارد در سلسله سلطانعلیشاهی گنابادی و از ارادتمندان و درویش بوده و این امری پوشیده نمیباشد که مقالات و گفتگوهای وی در تبیین نظریات و دفاع از سلسله گنابادی مکرر در نشریات و اینترنت منتشر شده .
کدام عقل سلیم میپذیرد که یک نفر آدم دانشمند دارای یک مرام خاص و مشخص که شهرتی هم دارد در جبهه مخالف نحله فکری و روحی خود فعالیت کند ؟ کسانی که از مرام درویشی اطلاع دارند این نکته را به وضوح درک مینمایند و میدانند که چنین چیزی خلاف درویشی بوده و اگر کسی تمایل به چنین رفتاری داشته باشد اصلا مرام درویشی را نمیپذیرد .
رابعا ما هم وقتی آن مطالب را خواندیم از اینکه دکتر پازوکی اینهمه سمت داشته باشد تعجب کردیم چه به نظرنمیآید وضع مالیش آنقدر خوب باشد لذا پرس و جو کردیم و فهمیدیم که اولا ارتباطات اداریی که نویسنده کتیب بین موسسات مختلفی که ادعا کرده دکتر پازوکی در آنها دارای مسوولیت است ساختگی میباشد و ثانیا وی از آنها فقط در موسسه حکمت و فلسفه شاغل است .

با این توضیحات سوالاتی برای ما پیش میآید :
- نویسنده یا نویسندگان مجهول الهویه وبلاگ کتیب کیستند که به برخی اطلاعات مگو دسترسی دارند و آن اطلاعات را از کجا میتوانند کسب و بیان کنند و درباره مقامات حکومت و روحانیون طراز اول بی ادبانه سخن بگویند ولی مشکلی متوجه آنان نشود بطوریکه چند سال است بدون نگرانی از تیغ ممیزی در اینترنت به فعالیت خود ادامه میدهند ؟
- به چه نیتی اخبار و اطلاعات دروغ جعل و با ظاهر موجه و قابل باور مخلوط با واقعیت به عموم ارائه مینمایند ؟
- از دروغ پردازی و شایعه پراکنی و جعل خبر درباره سلسله سلطانعلیشاهی گنابادی و اشخاص منتسب به آن در کنار انتشار اخبار و مطالبی که اعتماد دراویش را جلب کنند چه نیاتی را دنبال مینمایند ؟
- در این مورد اخیر چه اصراری به جعل خبر و انتساب درویش با حسن شهرت ذکر شده ( دکتر پازوکی ) به روحانی معروف به نحله فکری مخالف تصوف ( آقای مصباح یزدی ) دارند ؟ آیا ممکن است کسی که از نظر علمی مقبول صاحبان اندیشه های مختلف و یا حتی مخالف میباشد وابسته به یکی از آنها که خودش اظهار نمیکند باشد ؟

چنانکه درباب روایات تاریخ گفته شده و درباره اخبار نیز صادق است روایات و اخبار محل صدق و کذب است و همواره عده ای بوده اند که از مقام خود به عنوان خبررسان نزد مردم برای سودجویی های شخصی و فرقه ای استفاده و اخبار جعل مینمایند .
چنانکه نشان میدهد نویسنده یا نویسندگان مرموز و مجهول الهویه وبلاگ کتیب درنظر دارند با درج اخباری که درباره سلسله گنابادی میآورند و اظهاراتی در تایید آن جلب نظر دراویش و سایرین را بنمایند و در میان آن با درج این نوع مجعولات مقاصد دیگری را دنبال نمایند و درباره این درویش دانشمند و باحسن شهرت در مجامع علمی به دلایلی قصد دارند جنبه درویشی وی را ضایع نمایند .

ارتباط : وبلاگ کتیب


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.