بایگانیِ ژوئیه 2007

کمیسر متهم میکند : کتیب میستیزد – سازش نمیپذیرد

ژوئیه 8, 2007

در پی سه مطلب اخیر ما درباره وبلاگ کتیب وی پاسخی به ما مرقوم داشته است .
خوانندگان اگر توجه فرمایند روش ایشان در بیان مطلب تغییر ننموده و کماکان به جای پاسخ به سوالات ما ادعا و داد و فریاد و اخیرا اتهام به پرسش کننده بیان فرموده اند . اگر کسی ریگی به کفش ندارد و به عمل خود معتقد بوده و مدارک کافی موجود دارد چه جای عصبانی شدن است ؟

ما قصد توهین به کسی نداریم عرض کردیم اخبار نادرست منتشر میکنند و ما معتقد میباشیم که عمدا میکنند . میفرمایند که خیر ما برای مبارزه با فرصت طلبان رسالت داریم و مستند میگوییم . اگر راست میگویند به جای اینهمه داد و بیداد توضیح میدادند چطور در مطلب اخیر خود دو نفر آدم افراطی و خلاف مرام دکتر پازوکی را به جای دو نفر از همکاران وی معرفی نموده اند ؟ میفرمایند این مهم نیست مهم این است که وی در فرهنگستان هنر عضویت دارد . منظور واضح ما این بوده که وبلاگ نویس مذکور کسانی را به شخص منتسب مینماید که خلاف صبغه فکری و معنوی وی میباشند که خود اظهار میکند و این کار وجهه شخص را نزد اشخاص ناآگاه مخدوش مینمایند .
در این باب ما از مطالعه مرقومات خود جناب کتیب متوجه شدیم که با فرصت طلبی مبارزه مینماید و اینطور فهمیدیم که چون به ادعای ایشان دکتر پازوکی با اشخاصی از صبغه های مختلف فکری همکاری نزدیک دارد آدم فرصت طلبی محسوب گشته و باید پرده های فرصت طلبی یکی یکی از چهره اش فرو افکنده شود اما مدارکی ارائه ننمودند و به همین مناسبت آن اعتراضات را نمودیم :
« … اما کسانی که با فرصت طلبی همه جا هستند و با هرگروه و قبیله ای نشست و برخاست دارند و «پرنسیپشان» مبتنی بر «بی پرنسیپی» است بناچار در دفاع از خویش دروغ میگویند. … اما کسانی که در دفاع از خود ناتوانند ناشیانه میکوشند تا خود را وصله قبای این آخوند و آن ملا بکنند و اگر قافیه تنگ بیاید پای این جمعیت و آن گروه درویشی را هم به میان بکشند و راهی برای فرار خود پیدا کنند. … اما کتیب در راه مبارزه گام به گام با اپورتونیسم و فرصت طلبی این پرده ها را یکی یکی از این چهره ها فرو خواهد افکند . … اما آنچه کتیب گفت آن بود که آقای دکتر شهرام پازوکی که عضو انجمن حکمت و فلسفه و استادیار دانشگاه است چند شغل رسمی دیگر هم دارد و به مناسبت فعالیت دامنه دارش در قسمتهای مختلف با اشخاصی در ارتباط است که بلحاظ فکری و اعتقادی و جایگاه اجتماعی با هم مخالفند … » ( مطلب 13 تیر 86 )
خواننده محترم از این مطلب چیز دیگری میفهمد ؟ نویسنده در مطلب فوق خودش دلیل فرصت طلبی دکتر پازوکی را داشتن همکاری با اشخاصی با صبغه های فکری مختلف ذکر میکند اما وقتی ما میگوییم چرا اساتید دانشگاه را با آدمهای سیاسی قاطی کرده همکار وی جا زده اید میفرمایند : « بحث بر سر این نیست … که کدام محمدعلی رامین و احمد خاتم اند…. بحث بر سر آن است که آقای دکتر شهرام پازوکی در موسسه ای به نام فرهنگستان هنر عضویت دارد. »
کتیب میفرماید که نفهمیده منظور ما چیست و این به نظرش معما میآید اما چنان که دیده شد خودشان همان نظر را اظهار نموده اند ما هم عرض مینماییم نمیفهمیم آیا صرفا داشتن همکاری با موسسات مختلف برای یک شخص دانشگاهی جرم است یا رعایت ننمودن مرام و صبغه فکری و معنویی که خود شخص از خودش اظهار مینماید ؟ همچنین ما در این گفتگو متوجه نشدیم که چه کسی از کدام واقعیت فرار نموده است .

نویسنده کتیب در مطلب اخیر خود از یک سمت چنان تظاهر میکنند که خیرخواه هستند و از سویی تهدید به افشاگری ( عبارت امروزی آبروریزی ) مینمایند :
« سایت خدابنده نوشته «ما نه دکتر پازوکی هستیم و نه وکیل مدافع ایشان». شکرخدا. چون درواقع دکتر پازوکی با این قبیل دوستها احتیاج به هیچ دشمنی ندارد. دوستانی که دوستیشان شبیه به دوستی خاله خرسه است بهتر است دست از دوستی بکشند. سایت خدابنده دارد دکتر شهرام پازوکی را به گرداب وخیم افشاگری هل میدهد. یعنی با انکار واقعیتهای غیرقابل تردید سعی دارد تا «کتیب» را به افشاگری های گام به گام هرچه بیشتر تشویق کند. … شما گفتید نه اگر مدارکی دارید ارائه دهید. «کتیب» قصد نداشت عکس و تفصیلاتی منتشر کند … اینجاست که معلوم میشود سایت خدابنده نقشه ای در دست دارد. یعنی میخواهد به دست «کتیب» بسیاری از مطالب را بر دایره بریزد. باعث افشا شدن دکتر شهرام پازوکی شود ولی این افشاگری را به حساب «کتیب» تمام کند. … »
توجه میفرمایید چطور افشاگر مهربان ما نگران سوژه خود میباشد که در « گرداب وخیم افشاگری » هل داده نشود و خودش در این باب مقصر نگردد ؟

به ایشان عرض شود اولا ما دارنده « سایت خدابنده » نیستیم و نویسنده « وبلاگ پناه برخدا » هستیم که شما مردانه نشانی آن را در مطلب خود قرار نداده اید . بعد هم خودتان را خسته نکنید چون نیازی به اثبات خودمان نداریم .
خیلی واضح و روشن بیان میکنیم حواستان را جمع کنید که این بار متوجه منظور ما بشوید :
شما به اذعان خودتان دکتر پازوکی را متهم به داشتن ارتباط نزدیک با اشخاصی « که بلحاظ فکری و اعتقادی و جایگاه اجتماعی با هم مخالفند » مینمایید و در اثبات آن کسانی را مکرر نام برده اید ولی هنوز مدرکی در باب ارتباط آن اشخاص با وی ارائه ننموده اید و تا وقتی این را با دلایل محکم و پسندیده اثبات نکرده اید خودتان متهم میباشید که قصد مخدوش کردن شخصیت و مرام وی را ( به عنوان یکی از بیان کنندگان اندیشه صوفیه ) دارید چنانکه اشخاصی را که سعی در چسباندن آنها به دکتر پازوکی دارید مخالف درویشی میباشند . در این باب توصیه میشود برای دانستن برخی نظرات ما به مطلبی که سابق بر این خدمت جنابان پشمینه عرض کرده ایم گوشه چشمی داشته باشید .
ضمنا تا وکالتنامه ای را که از صوفیه اخذ نموده اید نشان نداده اید فعالیت در این سمت را کنار بگذارید و تا از خودتان رفع اتهام نشده از اتهام وارد کردن به دیگران به همان شیوه ای که متهم به داشتن آن هستید پرهیز نمایید .

جناب کتیب اصلا نگران نباشید ما کاملا صبور میباشیم و تا شما مستندات خود را جور کرده ارائه نمایید صبر میکنیم چون اگر در حینی که آن مطالب را مینوشتید موجود بود در راستای رسالت مبارزاتی تان به رویت دیگران میرساندید .

ارتباط : وبلاگ کتیب شنبه 16 تیر 86 با عنوان : « وبلاگ کتیب تسلیم ترفند غوغاگران نمیشود میوه رسیده خودش از درخت میفتد. احتیاج به عجله میوه چینان نیست. »

گفتمان قبلی :

1- نخود هر آش : در باب وبلاگ مجهول الهویه کتیب
2- نخود هر آش : در باب وبلاگ مجهول الهویه کتیب 2
3- نویسنده اپورتونیسم ستیز کتیب دروغ نمیگوید

نویسنده اپورتونیسم ستیز کتیب دروغ نمیگوید

ژوئیه 6, 2007

نویسنده مبارز وبلاگ کتیب :
از اینکه اعلام نمودید کتیب « فقط با اپورتونیسم مبارزه » میکند خرسند شدیم و خیالمان راحت شد که با چیزهای دیگر از قبیل وجهه و آبروی گروه ها و اشخاص در نظر عموم سر مقابله و مبارزه ندارید خصوصا که صراحتا ذکر نموده اید با تصوف و دراویش گنابادی مخالفتی ندارید و مضافا که معلوم نمودید برخلاف ما سواد خارجی را هم دارا میباشید .
اما لطفا بفرمایید به شخصی که به همه بد میگوید و درباره همه صبغه های سیاسی و اجتماعی و فکری با بی احترامی سخن میراند تا جلب قلوب هر دسته از مردم را نموده و برای رسیدن به مقاصد خود اخبار راست و دروغ را به خورد خلایق بدهد چه میگویند و چه مرامی دارد ؟
همینجا در باب آنچه شما منتشر مینمایید و به نظر ما خلاف واقع است توضیح بدهیم معقول نمیباشد کسی که ادعا مینماید از اسرار مگو مطلع است به این اندازه ناآگاه از مسائل باشد و اگر هم باشد آبرو که ارج آن نزد بسیاری از جان بیشتر است محل بازی کودکان و دیوانگان نیست آنهم در رسانه اینترنت که دنیایی به آن نظر مینماید .
مغرضانه بودن مطالبی که درباره سلسله گنابادی منتشر مینمایید بر دراویش پوشیده نیست از قبیل آنچه درباره آقای رضا تابنده و خانواده مرحوم آقای محبوبعلیشاه نوشته اید و ایضا آنچه سعی دارید درباره دکتر پازوکی جا بیندازید . مکرر گفتن اینکه دروغ نمیگویید برای ما که خودمان هستیم و از وضع و حال جماعت خودمان خبر داریم قابل قبول نیست .
به عنوان شاهد مثال در همین مطلب اخیرتان ( 6 تیر 86 « میر حسین موسوی، سکوت را شکست ») نوشته اید « درمیان اعضای این سازمان که فرهنگستان هنر نامیده میشود … دکتر محمدعلی رامین مشاور احمدی نژاد و طراح و معمار کنفرانس هولوکاست … » یکی از آنهاست . پایین آن هم آورده اید « ( درکنفرانس با شرکت حجت الاسلام احمدخاتمی ) » (این از همان لینکهایی است که ما آن روز نتوانستیم ببینیم و این شما را دلخور نموده) و آنها را همکاران دکتر پازوکی معرفی نموده اید و حال آنکه دکتر رامین فرهنگستان هنر شخصی غیر از دکتر رامین هولوکاستی ( اینجا ) مورد علاقه شما بوده و استاد هنر دانشگاه و مترجم کتبی در باب فلسفه هنر میباشد ( اینجا و اینجا ) و در صفحه لینک کنفرانس نیز نام شخصی به نام احمد خاتمی آمده که استاد دانشکده ادبیات دانشگاه شهید بهشتی ( اینجا ) و شخصی غیر از حجه الاسلام سید احمد خاتمی ( اینجا ) مورد توجه جنابعالی که خطیب مشهور و امام جمعه تهران است میباشد .

اما حضور جنابعالی عرض میشود ما در دو مقال قبلی موارد متعددی اشکال و تشکیک به روش شما و موضوعاتی که در وبلاگتان درباره سلسه گنابادی و اشخاص آن منتشر کرده اید مطرح نموده و یک به یک برشمردیم و شما به جای پاسخ به آنها قدری ادعا و مطابق معمول مقادیر زیادی آب در میان چند خط مرتبط به موضوع آورده اید که فقط بگویید دکتر پازوکی با موسسه گفتگوی تمدنها همکاری دارد ؟ میخواهد باشد یا نباشد که چه بشود ؟
همه متوجه شدند چه چیز منظور ما بوده است در این باب گفتن اینکه « اگر عضویت در این موسسه کار صحیحی است چرا بجای آن که به آن افتخار کنید با ناشیگری کودکانه آن را انکار میکنید و به کتیب نسبت دروغگویی میدهد و برای پنهان کردن خویش پای درویشی و جماعت گنابادیها را به وسط میکشید؟ و اگر کار بدی است چرا اینکار را میکنید؟ » را کند ذهنی فرض کنیم یا تجاهل ؟ اگر راست میگویید به جای نصایح خردمندانه و حواله دادن به آینده « مدارک و مستندات غیرقابل تردید » تان را درباره اصل موضوع خصوصا ارتباط دکتر پازوکی با موسسه و شخص آقای مصباح ارائه مینمودید .
اگر « مدارک و مستندات غیرقابل تردید » موجود است چه نیازی دارد پای این و آن وسط کشیده شود و هربار صفحه از حرف این و آن پر شود ؟ آوردن عکس و تفصیلات اشخاص بی ارتباط غیر از اظهار حق به جانبی چه دلیلی دارد ؟
همانطور که قبلا هم عرض شده این قبیل حرفها و این نوع طرز بیان و این قیافه های حق به جانب برای کسی که اگر هم درویش نیست از مرام درویشی اطلاعی دارد و بنوعی با سلسله گنابادی از نزدیک حشر و نشری نموده یا اندک آگاهی کسب کرده قابل قبول نیست و برای غریبه ها و آدمهای ساده لوح یا ناآگاه خوب است و از نظر ما آنچه از مقصود و منظور شما فهمیده میشود دوستانه و صادقانه نمیباشد .
به همین مناسبت به عنوان کسی که افتخار پیروی از بزرگان سلسله گنابادی را یافته به جنابعالی عرض مینمایم درویشی و تصوف که خود قرنهاست مایه عزت اسلام و ایران و مایه پیشرفت تمدن اسلامی و نجات آن بوده نیاز به دلسوزی دیگران ندارد که با این لحن نامحترمانه و دید از بالا در باب آن اظهار نظر نموده و درباره آن اطلاعات غلط منتشر و رهنمودهای مشکوک صادر فرمایید .

در انتها برای رفع شبهه احتمالی عرض میشود که بنده دکتر پازوکی یا مامور یا وکیل ایشان نمیباشم بنابر این اگر در ایراداتی که وارد نموده ایم مدرک یا بیان قابل قبولی دارید ارائه نمایید و از این لحن عاقل اندر سفیه برای گرفتن قیافه موجه و طفره رفتن از مساله اصلی بپرهیزید و ما را به یاد جنابان پشمینه سابق الذکر نیندازید .

در ارتباط با جمله « … برای پنهان کردن خویش پای درویشی و جماعت گنابادیها را وسط میکشید » جناب کتیب که درباره دکتر پازوکی گفته شده به مقاله « باز اندیشی معنویت در تصوف » نوشته یکی دیگر از علاقه مندان به تصوف مراجعه شود .

خواندن مطلب قبلی ما درباره وبلاگ کتیب به آنان که مطالعه نکرده اند توصیه میگردد .

ارتباط : وبلاگ کتیب پنجشنبه 14 تیر 86 با عنوان : « کتیب دروغ نمیگوید. فقط با اپورتونیسم مبارزه میکند »

نخود هر آش : در باب وبلاگ مجهول الهویه کتیب 2

ژوئیه 1, 2007

وبلاگ کتیب به تاریخ 6 تیر 86 مطلبی با عنوان « مير حسين موسوي، سکوت را شکست » منتشر و در آن به همان روشی که قبلا شرح شده ادعاهای خود را درباره دکتر پازوکی تکرار نموده است .
وی در پایان با نوشتن عبارت « به نوشته بعضی از وبلاگهای فارسی زبان دکتر پازوکی در کنار همه این فعالیتهای جور واجور با اشخاصی با منشها و روشهای مختلف و متفاوت… در صوفیگری هم دستی دارد و از دنباله روهای دراویش گنابادی است. » نشان داده که اولا خودش وبلاگ فارسی زبان نیست که احتمالا یعنی سایت و خبرگزاری میباشد درحالی که آن دیگری فقط وبلاگ فارسی زبان بوده که یک حرفی زده ثانیا معلوم میکند که انشاءالله مطلب ما را مطالعه نموده است .
اگر کسی مطلب پر از ارجاع ایشان را مشاهده و تصور نماید که نظرات ما درباره نحوه اطلاع رسانی وی و داشتن مقادیری معتنابهی خرده شیشه عوض شده ادامه مطلب را مطالعه فرماید :

تیتر مطلب مورد بحث کتیب درباره آقای میرحسین موسوی میباشد و ابتدای آن هم به شرح بیانات ایشان و سوابقشان اختصاص دارد . بعد نویسنده « برای آشنایی خوانندگان به ارائه شمه ای از سوابق ایشان و همکارانشان » پرداخته ما را به فرهنگستان هنر میبرد و سوابق وی را در آنجا بیان مینماید .
نوبت به همکاران فرهنگستانی مهندس موسوی که میرسد سروکله نام دو نفر از یاران رئیس جمهور فعلی (در کنار آقای مهرجویی کارگردان مشهور) پیدا میشود ( توجه بفرمایید بعضیها آبشان در یک جوب نمیرود ) . سپس ناگهان دیگران کنار میروند و دکتر شهرام پازوکی صف اول قرار میگیرد و به اندازه یک سوم حجم مطلبی که درباره مهندس موسوی آورده شده درباره وی گفته میشود که با بیان اینکه دکتر پازوکی « در این موسسه متعلق به مهندس میرحسین موسوی بسیار فعال است » شروع میشود .
سپس شرح مهندس میرحسین موسوی و موسسه ایشان جایش را به لیست مشاغل دکتر پازوکی میدهد که شش لینک هم برای نمایش صحت گفته نویسنده در‌ آن گذاشته شده که دو تای آن بطور تکراری نشان میدهد آقای پازوکی در فرهنگستان هنر همکاری دارند . چهار لینک دیگر هم که از دسترس ما خارج بودند میخواستند نشاندهنده همکاری ایشان با موسسه گفتگوی ادیان باشند اما ما نتوانستیم صفحات مورد نظر را مشاهده نماییم .
در لیست فوق الذکر نام هفت جا وجود دارد که صرف نظر از صحت و سقم همکاری دکتر پازوکی با هریک از آنها اغلب ممکن و معقول به نظر میرسند اما در انتهای لیست و قبل از ذکر نام موسسه گفتگوی ادیان ( با همان چهار لینک غیرقابل دسترس ) ناگهان نام موسسه روحانی معروف جناب مصباح یزدی پیدایش میشود که شرح آن در مطلب قبلی رفته است .
توجه خوانندگان را جلب مینمایم که نویسنده کتیب در اینجا نیز همچون قبل و به شرحی که قبلا رفته آدمهای وجیه المله را ( در اینجا مهندس میرحسین موسوی و قبلا آقای خاتمی و دکتر نصر ) در کنار برخی شخصیتهای معروف محبوب ملت قرار داده و دکتر پازوکی را از طرف آدمهای وجیه المله به سمت آن یکی ها هل داده است . در اینجا هم روابط آدمهای وجیه المله با آدمهای محبوب مورد نظر بعید و بلکه ممتنع میباشد و به همین روال و به همان شرح قبلی وساطت کسی که بین این دو دسته معرفی میشود .
به نظر خواننده گرامی چرا باید یک سوم مطلبی که تیترش « مير حسين موسوي، سکوت را شکست » میباشد در بیان دکتر پازوکی و فعالیتهای وی در دو گروه فکری و بلکه سیاسی مخالف باشد ؟
به نظر میرسد جواب در عبارت آخر است : « در کنار همه این فعالیتهای جور واجور با اشخاصی با منشها و روشهای مختلف و متفاوت… در صوفیگری هم دستی دارد و از دنباله روهای دراویش گنابادی است. خدا قوت!! » .
نتیجه ای که میخواستیم از گفته های بالا بگیریم این بود که با تفاصیلی که کردیم بطور حتم نظر نویسنده محترم و مجهول الهویه کتیب چیزی جز عرض « خدا قوت!! » به درویش مورد نظر نبوده است .

خواندن مطلب قبلی ما درباره وبلاگ کتیب به آنان که مطالعه نکرده اند توصیه میگردد .

ارتباط : وبلاگ کتیب


دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.