معرفی دایه مان
بتازگی شخصی پیدا شده که درباره سلسله گنابادی مطالبی مینویسد که ما قبلا به بخشهایی از نصایح مشفقانه ایشان اشاره نموده ایم .
اولا ایشان بسیار مطلع میباشند چنانکه از چیزهایی خبر دارند که اغلب دیگران خبردار نمیباشند و بسیار علاقه دارند که همه به نحوی که ایشان میخواهند آن چیزها را بدانند و درک نمایند . در باب صحت و سقم برخی از این خبر ها مثلا در قضیه « کشیدن کشیده تنبیهی » درباره اینجانب مطالبی فرمودند که خود این حقیر از آن بیخبر بودم و ما در همینجا وظیفه خود میدانیم از ایشان از بابت اینکه ما را نسبت به گذشته خودمان آگاه و اوقات خوشی را برای ما و دوستانمان فراهم نمودند کمال تشکر را بنماییم .
ثانیا از آنجایی که ایشان بسیار نسبت به سلسله گنابادی دلسوز میباشند بطوری که از قطب سلسله و مشایخ محترم هم بیشتر دلسوزی مینمایند لذا باید از آن دسته از خانمهایی باشند که بچه های مردم را شیر میدهند و پول دریافت میکنند که به آنها اصطلاحا دایه میگویند و برخی از آنها مثل ایشان نسبت به فرزندان دیگران از مادر هم مهربانتر میباشند . البته ما که ندیدیم شاید هم آقا باشند که در این صورت معلوم نیست چطور به وظایف شغلیشان عمل مینمایند بنابراین حدس دوم درست به نظر نمیرسد .
ثالثا چون این خانم محترمه صلاح امورات منزل را بیشتر از صاحب خانه درک مینمایند بطوریکه عنقریب رهنمودهایی هم به صاحب خانه خواهند نمود لذا باید از طایفه زنان دانشمند یا چون صاحب خانه که همان قطب سلسله باشد عارف بزرگواری است و خانم مورد بحث ادعای درویشی هم دارند یحتمل عارفه بزرگواری باشند و به این ترتیب ایشان اولین شخص از طایفه نسوان شناخته میشوند که از قطب وقت بالاتر شده اند . از طرفی چون ما در تصوف معتقدیم که قطب حکم ولی وقت را دارد و معنی آن این است که به جهاتی که سمت الهی دارد که یکی از آنها سرپرستی مومنین و دراویش میباشد کسی بالا از ایشان نیست ، بطورکلی دایه محترمه مورد بحث اولین شخصی است که فهم وی در جهت سرپرستی دراویش از قطب بالاتر شده است .
شرح دایه عارفه مان از روابط بین مشایخ صوفیه و قطب وقت
دایه عالمه اخیر الذکر در چند روز اخیر پس از توصیه به اینکه به مناسبت ماه مبارک رمضان « اخلاقهای بد خودمان را اصلاح کنیم و به کار کسی کاری نداشته باشیم » و یادآوری اینکه « فردا هم روز قیامت و حساب و کتاب هست و عالم برزخ و دوزخی توی راه هست به خدا نمیشود دروغ گفت . به اسم این که من بسیجی هستم و او درویش است اسلام اجازه تعرض نداده. آبروی اسلام را با تعصب و خشونت نباید به خطر انداخت که همه به دقت به کارهای ما نگاه میکنند و روی کلیت نظام قضاوت میکنند . عزت زیاد » خود که احتمالا بسیجی نمیباشند با توسل به روشهای مسالمت آمیز به همان نوع امور شریف اشتغال ورزیده اند .
دایه محترمه ما در مطلب اول مربوط به اسکیموها ضمن تایید و تمجید از جناب آقای مردانی و اثبات وفاداری ایشان نسبت به قطب سلسله و رد ادعا قطبیت از سوی آنجناب در اثبات گفته آورده اند « یک عده اسکیمو توی سلسله جمع شده اند که فقط دلشان میخواهد زیرآب جناب آقای مردانی را بزنند و فعالیتش را محدود کنند و خلاصه ایشان را از چشم آقای مجذوبعلیشاه بیندازند . … اسکیموهای توی سلسله هم مرتب درگوش آقای مجذوبعلیشاه همین حرف را زمزمه میکنند و خلاصه وقتی یک مطلبی هفت هشت سال مرتب تکرار بشود بی اثر نیست. حالا کار به اینجا رسیده که حتی پخش نوار سخنرانیهای آقای مردانی در مجالس درویشی دور دنیا هم ممنوع شده. »
البته قبل از آن در جهت تایید صلاحیت وظیفه الهی قطب سلسله در سرپرستی امور مومنین آورده اند که « خود حضرت آقای مجذوبعلبیشاه در شرح زندگی خودشان برای انتشار توی سایتهای اینترنتی نوشتند تا موقع فوت آقای محبوبعلیشاه ایشان هیچ رفت و آمدی با درویشها نداشتند و بیشتر به کارهای خودشان توی عدلیه میرسیدند. »
دایه محترمه در مطلب بعدی داوطلبانه و از روی خیرخواهی وکالت شیخ بزرگوار جناب صدقعلی را به عهده گرفته و مساله کودتای زننده علیه جناب آقای مردانی را مطرح نموده اند که چرا « نوارهای سخنرانیهای جناب آقای مردانی از مجالس دور دنیا جمع شده و دیگر کسی در مجالس شبهای جمعه و دوشنبه اجازه ندارد این نوارهای ایشان را گوش بدهد. »
و در ادامه اشاره نموده اند که « به فرمایش جناب آقای میرمطلب گراشی یکی از برادرهای ساکن تورنتو در کانادا دو تا نامه برای ما فرستاد که اصل قضیه را نشان میدهد » و آن این است که شیخ بزرگوار جناب آقای ثابتعلی دستور داده اند « در دوشب مجالس فقری هفتگی فقط نوار اقطاب باید پخش بشود » و سپس صادقانه از « جناب آقای میرمطلب گراشی که از تورنتو کانادا دستور فرمودند که این دو فقره کاغذ برای ما فرستاده بشود که به اطلاع خواننده های محترم برسد و ببینند چطوری زیرآب نوارهای آقای مردانی در مجالس درویشی زده شده خیلی تشکر » کرده اند .
در مطلب دوم کودتای زننده علیه جناب آقای مردانی اولا با عشق و علاقه وافر به اصلاح در سلسله ایجاد بخش خاص کودتا علیه آقای مردانی اعلام گردیده و سپس تایید نموده اند که آن آقای میرمطلب گراشی که دستور داده اند « دستخط جناب آقای دکترمهندس سیدعلیرضا جذبی » جهت دفاع از جناب آقای مردانی برای نویسنده محترمه جهت انتشار ارسال شود همان شیخ بزرگوارند که به « مشتاقعلی معروفند » .
در ادامه دایه عارفه ما اینگونه نسبت چند تن از عرفای بزرگوار در سلسله و خانواده محترم حضرت آقای محبوبعلیشاه اظهار ارادت مینمایند که جناب مشتاقعلی « … چندین و چندسال است که آبونه پروازهای فرست کلاس هواپیماهای شرکتهای درجه یک شده و ماه رمضان هرسال بین دبی و تورنتو کانادا رفت و آمد میکند. ایول الله العظیم. شاید نماز و روزه و عبادتهای ماه رمضان توی کانادا ثوابش بیشتر باشد. امسال هم مطابق معمول همه ساله در و دروازه خانه و خانقاه را در دبی چفت و قفل زده و دست خانواده را گرفته و رفته تورنتو. البته ناگفته نگذارم که هرسال خانواده مرحوم محبوبعلیشاه شب درگذشت مرحوم محبوبعلیشاه را در شب ششم رمضان ولیمه میدهند و غذاهای چرب و دلچسبی خیرات میکنند یک عده مخصوص از طرفدارهای پروپا قرص از اینطرف و آن طرف دنیا خودشان را به آنجا میرسانند تا جمع بشوند و برای آقارضا تابنده و متعلقانشان سینه بزنند. … انشا الله خوش باشند و مارا هم از دعای مخصوص خودشان فراموش نکنند. هرچند که چون آقای میرمطلب رژیم غذایی مخصوص دارد زیاد این ولیمه ها به مزاجش سازگار نیست ولی خوب پیرمرد ناچار است برود. آبونه پروازهای فرست کلاس کردندش و چاره ای نیست … »
عارفه بزرگوار نویسنده دلسوز تصوف روابط بین مشایخ صوفیه را اینطور شرح داده اند : « اما برعکس آقای میرمطلب که هرجایی که عشقشان بکشد با خانواده میروند و ماه رمضان و غیررمضان هم برایشان فرقی ندارد این جناب آقای درویش صدقعلی یوسف مردانی از کرج هم به زور اجازه خارج شدن دارد و تا پیاده روی روبروی خانه اش هم باید قاچاقی برود درویشهای گنابادی که خیلیهایشان فقط به عشق آقای مردانی اصلا بادرویشی آشنا شده اند و توی این خط وارد شده اند و هزارتا خاطره از یادنرفتنی از ایشان دارند و از زیارت ایشان مدتهاست محروم مانده اند همیشه دلشان را با گوش دادن به فرمایشات و نوار سخنرانیهای ایشان خوش میکردند که این یکی را آقای دکتر مهندس سیدعلیرضا جذبی از آنها گرفت » .
عارفه مذکوره در باب اتحاد بین فقرا ، دو شیخ بزرگوار صوفیه و رابطه بین ایشان را اینطور توصیف مینماید : « دوسال قبل یک دفعه بیمقدمه مهندس جذبی سر از اروپا و امریکا درآورد و هرجایی که پا گذاشت رفت بالای منبر و گوش کردن به نوارهای آقای مردانی را ممنوع اعلام کرد. بهانه این بود که باید در سلسله اتحاد حفظ بشود و پخش نوارهای آقای مردانی اتحاد فقرا را به هم میزند چون خانواده آقای مرحوم محبوبعلیشاه سر پخش فرمایشات آقای مردانی مساله دارند و میگویند فقرا فقط باید سخنرانی اقطاب را گوش بدهند و همین کافی است و به آقای مردانی نباید میدان داد که هوای قطبیت بسرش بزند. » و توضیح میدهند « آن سفر آقای دکترمهندس سیدعلیرضا جذبی اصفهانی یک کودتای زننده علیه آقای مردانی بود. »
در ادامه شرح ماوقع از قول این خانم محترمه فقرا فرمایش شیخ بزرگوار جناب آقای ثابتعلی را عمل نمیکنند لذا آنجناب نامه ای را که متن و تصویر آن ارائه شده مینویسند و برای اینکه روابط خود با جناب آقای مردانی را به شرح دایه عزیزمان کامل کرده باشند آن را به امضای حضرت آقای مجذوبعلیشاه رسانده و در همان راستا مزیدا زیر دستخط حضرت آقا تاکید مینمایند « محتوای این دستورالعمل فقط برای تورنتو نیست و باید به همه مجلس دارها در شهرهای ایران و در سراسر مجلسهای دنیا در اروپا و کانادا و آمریکا اطلاع داده شود » .
در ادامه شرح ماوقع دایه ما در دفاع از سلسله و شیخ بزرگوار جناب آقای مردانی توضیح میدهند که باند اسکیموها در سلسله با جوسازی و بازی دادن مشایخ و سپس حضرت آقا میخواهند زیرآب آقای مردانی را بزنند و آن شیخ بزرگوار صوفیه را از چشم قطبش بیندازند .
شرح ماوقع از نظر یکی از پیروان تصوف
قبلا عرض کنیم خلاصه ماجرا آنچنانکه مدارک ارائه شده بیان میدارد چنین به نظر میرسد که شیخ بزرگوار جناب آقای ثابتعلی با تایید قطب سلسله یا در تایید نظر ایشان به فقرا دستور داده اند که « همان طور که در نامه ای به تاریخ مهرماه ۱۳۸۴ به فقرای اروپا مرقوم فرموده اند در مجالس پندصالح قرائت شود و فقط نوار منتسب به اقطاب گذارده شود نوار آقایان مشایخ گرامی در مجالس خصوصی غیر از دوشب فقری می توان گذاشت جذبی والسلام امضا » .
مخاطب بنده در اینجا پیروان صوفیه میباشند : بیایید فراموش کنیم چه در بالا خوانده ایم . در موضوع مطرح شده فوق چه شبهه ای از نظر شما وجود دارد ؟ اینکه مربی معنوی دستور داده باشند که از چه کتاب ، سخنرانی ، یا مطالبی آنهم در مجالس فقری استفاده بشود یا نشود ؟
چند سوالات
۱. همانطور که همه میدانیم مقام قطبیت و انتصاب شخص به آن در تصوف امری الهی دانسته میشود و کسی که به چنین مقامی میرسد توسط قطب قبلی که خود انسان کامل و ولی وقت بوده و وظیفه تعیین جانشین را سلسه وار و بطور درست از معصوم دارد آن را دریافت مینماید و این سلسله به شرح آیه « ما ننسخ من آیه او ننسها نات بخیر منها او مثلها الم تعلم ان الله علی کل شیء قدیر ـ سوره بقره ، آیه 106 » ادامه خواهد یافت .
از نظر صوفیه و پیروان قطب سلسله چطور یک چنین شخصیت منحصر به فرد الهی در تربیت و اداره امور مومنین از خلق الله بازی خورده و دچار نقصان میشود ؟
۲. نویسنده مذکوره در بالا که ادعا درویشی دارد در مطالب خود شعر مشهور جناب مولوی « جان گرگان و سگان ازهم جداست / متحد جانهای شیران خداست » را چگونه شرح و بیان نموده است ؟
۳. نویسنده مذکوره در بالا که ادعا درویشی دارد در مطالب خود به چند تن از بزرگان در سلسله بی ادبی ، اهانت ، تهمت و کثر مقام معنوی روا داشته است ؟ لطفا با انگشت بشمارید .
بیان قطب وقت در این موضوع
در پایان از کلیه خوانندگان محترم دعوت مینماییم به بیانات حضرت آقای مجذوبعلیشاه درباره موضوع مورد نظر در گفتگویی که در آبان 1385 داشته اند توجه بفرمایند :
« مشایخی که اکنون از طرف اینجانب ماذون به ارشاد و راهنمایی هستند ، جدا از مسائل معنوی از حیث ظاهر ، اکثرا با تحقیقاتی که انجام شده است و با ملاحظه سوابق عرفانی آنها به این سمت انتخاب شده اند . تمامی ایشان در اعتقاداتشان بسیار محکم و قوی هستند و مورد محبت فقرا هستند و خودشان هم الحمدلله در تربیت فقرا زحمت می کشند و کوشش می کنند و به هیچ وجه تفاوتی از این حیث میان آنها نیست و علاقه همه آنها هم به من در طی ده سال قطبيتم کاملا ثابت شده است . چه کسانی که قبلا توسط حضرات رضاعلیشاه و محبوبعلیشاه منصوب شدند و چه کسانی که از طرف خود من به این مرتبه رسیده اند ، همه همین حالت محبت را به من دارند و همگی با اظهار ارادت تمام پس از رحلت حضرت محبوبعلیشاه با من تجدید بیعت کردند . فقرا نیز عموما همین حالت را دارند و هیچگونه مخالفتی دیده نشده است . البته دشمنان تصوف گاهی از جانب فقرا و مشایخ اعلامیه ها و خبرهایی را منتشر می سازند که از بس تقلبی می نماید حاجتی به هیچگونه انکار ندارد . مشکل معاندان این است که تصور می کنند ، فقر و درویشی مانند یک تشکیلات حزب سیاسی است که بتوان از طریق شایعه پراکنی و ایجاد شبهه در بنیان آن رخنه ایجاد کرد . روابط فقرا با یکدیگر و با مشایخ و قطب ، روابطی معنوی است که فقط آنکه رایحه ایمان به دماغش رسیده باشد آن را می فهمد . »
همچنین به بنده هفتم بیانیه ابتدای سال 1386 شمسی که فرموده اند :
« از اینکه مشایخ و ماذونین سلسله نهایت محبت را نسبت به فقیر داشته و در انجام وظایف محوله کوشش می نمایند و وجهه امر را مورد توجه قرار می دهند ، سپاسگزار و دعاگو هستم … »
حالا توصیه مینماییم مطلب امروز ما را از اول بخوانید …
ارتباط : به لینکهای در متن مراجعه فرمایید .
سپتامبر 20, 2007 در t 11:38 ب.ظ |
خواهشمندم از پرداختن به مطالب وبلاگهای مشکوک خوداری نمایید . زیرا این یک توطئه و مشغول نمودن شما به امور واهی و بی فایده است . زیرا در افتادن با ادم دیوانه در هر صورت ( پیروزی و باخت ) باختن است . شما به مطالبی اساسی بپردازید .
سپتامبر 21, 2007 در t 12:08 ق.ظ |
مطلب جدید سایت مجذوبان نور . امام زمان آری یا خیر؟
سپتامبر 22, 2007 در t 6:26 ق.ظ |
بابا این یارو انقدر تابلوه که نگو خیلی داره زور میزنه شایعه و تفرقه درست کنه