طرح شکایت قضایی علیه ترویج تصوف

By بنده خدا

در پی فراخوان وبلاگ خرقه پشمینه برای طرح شکایت علیه صوفیه در مراجع قضایی با موضوع « جلوگیری از ترویج بدعت وانحراف » و به راه انداختن همایش در این باره ما نیز به نوبه خود در این امر خداپسندانه مشارکت نموده و موارد زیر را که به نظر رسیده جهت طرح شکایت علیه صوفیه سلسله گنابادی پیشنهاد مینماییم :

- دراویش و صوفیه معتقدند توام با امر شریعت که ناظر بر امور ظاهری دین و شخص دیندار است امر طریقت نیز وجود دارد که ناظر بر امور باطنی و تربیت نفس میباشد بطوریکه هرچه باطن شخص اصلاح شود اعمال او نیز اصلاح خواهد شد چنانکه گفته شده نماز بدون حضور قلب مورد قبول درگاه الهی واقع نمیگردد .
اما این امر بدعت است چون دین صرفا اموری از قبیل شک بین رکعت سه و چهار در نماز و مسائل مربوط به شرایط وجوب حمام و سقوط عمه و برادرزاده اش میباشد و اگر کسی یک مرتبه کربلا برود یا ماه محرم در پای روضه حاج آقا دو قطره اشک از چشمش بچکاند و حین مداحی سه مرتبه قایم یاحسین یا یا ابالفضل بگوید یا شب احیا در مراسم فلان جا شرکت کند و همان شب احیا برود و به صوفیه سنگ پرت نماید هرکار دیگری هم قبل یا بعد از آن کرده یا بکند به بهشت خواهد رفت .

- صوفیه میگویند تصوف و عرفان یکی و دو روی یک سکه میباشد .
این از اباطیل صوفیه است چه اولا در اسلام از اول تصوف نداشته و نداریم مگر سنی کافر یا مسیحی یا بودایی یا صهیونیست و انگلیسی باشد و ائمه در همان چند روایت که هی ما میگوییم صوفیه را لعن کرده اند و مولوی و سعدی و عطار و غیر آنها نیز از همین قماش میباشند لکن اگر مسوولین محترم از آنها تجلیلی میکنند از روی تقیه و ناچاری است . ثانیا عرفان به آن معنی که صوفیه میگویند وجود ندارد و اگرهم چیزی باشد همان مسائلی است که در کتب اخلاقی آمده و حاج آقای ما بالای منبر میگویند و خودشان به آنها عمل کرده و به کمالات معنوی رسیده اند .

- صوفیه برای چهارده معصوم مقام الهی خاصی قائل هستند و بطور مثال میگویند داشتن یا نداشتن خلافت مسلمین بر شان و منزلت حضرت علی تاثیری نداشت چنانکه گفته شده « تا صورت پیوند جهان بود علی بود » و همچنین اهتمام امام حسین در صحرای کربلا هدایت خلق الله بود نه تشنگی .
این نیز از بدعتهای صوفیه است چه سر امام حسین را در کربلا تشنه لب بریدند و اگر آنها چند قطره آب به ایشان میدادند و سرشان را نمیبریدند امام حسین اینقدر بهشان گیر نمیداد و حضرت علی هم اگر همان اول ابوبکر خلافت را به ایشان داده بود مشکلی نداشتند .

- بسیار از صوفیه و بزرگانشان از قدیم تا کنون مراتب علوم اسلامی را در شیعه طی کرده به درجات عالیه دست یافته و صاحب فتوا نیز شده اند .
این از انحرافات قدیمی صوفیه است چراکه یک صوفی سنی کافر نمیتواند درجه اجتهاد در شیعه داشته باشد که تا ما خواستیم گیر بدهیم بگویند مجتهد بوده و خودش بهتر میفهمیده ، الان که به چنین اشخاصی درجه اجتهاد نمیدهند اگر هم روحانی باشد خلع لباس میشود گذشته هم که گذشته و نباید حرفش را زد .

- سر نماز جماعت پشت سر بزرگان صوفیه عده زیادی خصوصا جوانها گوش تا گوش مینشینند و وقتی صحبت میکنند همه با دقت توجه مینمایند .
این مساله مایه وهن اسلام بوده و بای نحو کان باید جلوگیری شود چه معنی میدهد حاج آقای ما که نماینده اسلام راستین باشد هر روز هفته سر منبر حرف بزند ولی ده نفر که هشت نفر و نصفی آنها هم پیر و پاتال هستند و با هم حرف میزنند پای منبرش باشند ولی آن صوفی که نماینده اسلام منحرف است اینهمه خواهان و شنونده داشته باشد ؟

- صوفیه و دراویش عموما اعتقادات محکمی دارند و بخوبی از عقاید خود دفاع میکنند و بسیاری جوانها و قشر دانشگاهی حرفهای آنها را میپسندند .
این موضوع نیز مایه وهن اسلام است چراکه ما هرچه علیه صوفیه تبلیغ میکنیم مردم بیشتر اسلام واقعی ما را رها نموده و جمعیت آنها بیشتر میشود .

- تصوف در سیاست دخالت نمیکند لذا در طول تاریخ صوفیه واقعی هیچوقت از نظر اجتماعی و اقتصادی وابستگی به هیچ دسته و گروهی نداشته اند .
این نیز از اشکالات صوفیه است چون یک دسته و گروهی که ما نمیخواهیم باشند باید یک وابستگیی به جایی داشته باشند خصوصا به جایی که ما بتوانیم بهشان گیر بدهیم .

ارتباط : طرح شکایت از ترویج انحراف

3 نظر to “طرح شکایت قضایی علیه ترویج تصوف”

  1. پويا می گوید:

    قلم و دوات كه عورت حضرات است. ارثيه پدران است نكو ميدارند.
    همجنس بازي كه شيوه ديرينه حضرات است.
    البته كه از نوع شاهد بازي و با مجوز عشق مجازي.
    بيچاره عراقي كه ندانست كه يارش سفري بود. از اصفهان تا عراق به دنبال پسركي امرود و خوشگل (هلو) ماه … المجاز قنطره الحقيقه … چه حقايقي در پس دامن … المجاز قلم و دوات اما حقيقت زير دامن نمي ماند.
    شريعت پوسته . طريقت عراقي در عشق مجازي و حقيقت او مغز و جوهر و دوات و قلم …
    چه مبارك سحري.
    چه خزعبلاتي.

  2. ابوذر می گوید:

    قلم و دوات كه عورت حضرات است. تخمه پدران است نكو ميدارند.
    بي شيله و پيله از چرك و شيله و پيله و شپش البته حضرات مفتخرند به فروتني و ندامت خويش به اينكه تخته بند تن و خاك و زمين نيستند .
    البته خاك پدران است نكو مي دارند.
    همجنس بازي كه شيوه ديرينه حضرات است.
    البته كه از نوع شاهد بازي و با مجوز عشق مجازي.
    بيچاره عراقي كه ندانست كه يارش سفري بود. از اصفهان تا عراق به دنبال پسركي امرود و خوشگل (هلو) ماه … المجاز قنطره الحقيقه … چه حقايقي در پس دامن … المجاز قلم و دوات اما حقيقت زير دامن نمي ماند.
    شريعت پوسته . طريقت عراقي در عشق مجازي و حقيقت او مغز و جوهر و دوات و قلم …
    بگذريم از معاني بلند ساغر و شاهد و ساقي و شراب و ميكده و مطرب و آن تلخوش كه صوفي ام الخبائثش خواند…
    چه مبارك سحري.

  3. محمود یوسفی چمازکتی می گوید:

    درون خاوت ما غیر در نمی گنجد

يك پاسخ برايش بگذاريد