دایه جان و برادرانش : اندر حکایت طایفه کوران

By بنده خدا

اخیرا برخی از قبیل دایه محترمه مان و دیگران از برادران وی ادعاهایی درباره بزرگان سلسله صوفیه گنابادی منتشر مینمایند که البته قبلا هم مکرر گفته شده از قبیل اختلافات بین مشایخ صوفیه و قطبشان برسر صدارت بر دراویش یا اختلاف مشایخ با هم آنچنانکه گویی چون بزرگ صوفیان در لقب شاه دارد دستگاه رقابت شاه و شاهزاده و وزیر و اعوان و انصار حکومت و زد و بند و جنگ و توطئه بر سر تسلط بر ملک و رعیت میباشد .
البته نزد یک نفر درویش که معتقد است به اراده الهی همیشه و در هر دوره ای یک نفر قطب هست که او اصل و علم اصلی خیمه بوده و باقی همه فرع و شاخه های وی شنیدن این قبیل شایعات بیمعنی میباشد چه رسد به مشایخ که خود صوفیان و درویشانی بزرگوارند .
از اهل تصوف گذشته این قبیل سخنان به باور چند کس آدم بیغرض هم نمیآید :
آنکس که با اصول تصوف و خصوصا جایگاه مراد نزد مرید و مرید نزد مراد ولو از طریق مطالعه متون صوفیه آشنایی داشته باشد .

مجذوبعلیشاه - صدقعلی

آنکس که با صوفیه حقه و از روحیات دراویش و حالات و احساسات آنان نسبت به قطب و پس از وی به مشایخ آشنایی داشته باشد .
آنکس که مشایخ را در ملاقات با قطب خود یا در کنار وی دیده باشد .
آنکس که دو یا چند نفر از مشایخ بزرگوار را در ملاقات یا در کنار هم دیده باشد .
آنکس که بیانات مشایخ را درباره پیر شنیده باشد یا ملاقات و گفتگویی با یکی از ایشان داشته باشد .

فیضعلی - ثابتعلی

این نوع سخنان صرفا برای کسانی که از معنویت تصوف بی خبر بوده و در هر دسته و گروهی مقاصد مادی و دنیوی میبینند قابل قبول میباشد . چیزی در این میانه هست که در فهم موجودات خشک و فاقد دل و معنویت نمی گنجد و به چشم نمیآید و منافق کوردل هرچه کند ماهیتش از همین طریق آشکار میگردد .

دایه مان نوشته است : « آقای مردانی خط قرمزی برای سلسله گنابادی به شمار میرود . عزیزان آقای مردانی آخرین سنگر سلسله است . فتح کرج یعنی سقوط تهران . یعنی خوانده شدن فاتحه سلسله گنابادی در ایران . همین حالا که جناب آقای مردانی کاملا با کرج خداحافظی نکرده اند نغمه شوم اخراج حضرت آقای مجذوبعلیشاه به خارج از کشور توسط بلندگوهای شومی مانند خرقه پشمینه و همپالکی هایش بلند شده است . »
این قسمت با توجه به آنچه در بالا آمد توضیحی ندارد مگر فهم این مساله که « بلندگوهای شومی مانند خرقه پشمینه و همپالکی هایش » چقدر مهم میباشند .
همزمان بلندگوی شوم خرقه پشمینه که دایه مان در نقل بالا به وی اشاره نموده مطلبی به نام « درویش صدقعلیشاه و مجذوبعلیشاه » منتشر کرده که در انتهای آن این جمله به چشم میخورد : « … پس از فوت آقای علی تابنده قطب قبلی فرقه گنابادی عده ای از دراویش گنابادی در چند روزنامه رسمی کشور به آقای یوسف مردانی با لقب صدقعلیشاه تسلیت گفته و قصد بیعت با وی را داشتند … یقینا مساله جانشینی آقای تابنده بزرگترین چالش فراروی فرقه صوفی موسوم به گنابادی است » .
درجای دیگر دایه مان به حضرت آقای مجذوبعلیشاه قطب سلسله صوفیه توصیه نموده : « جناب آقای دکتر تابنده هم در سخنرانیها و مصاحبه های خودشان میگویند خدا اگر بخواهد کاری بکند به دست مردم میکند . در آسمان باز نمیشود تا راه حلی بیفتد پائین . هوشمندی و زیرکی و پیش بینی اتفاقات لازم است . »
درباره این جملات نگاهی به بیان حضرت آقا در مصاحبه با رادیو زمانه میاندازیم که درباره تهدیدهای کرج پاسخ داده اند : « خداوند در یک آیه ای خطاب به پیغمبر می گوید « هو الذی ایدک بنصره و بالمومنین » ، می گوید خداوند تو را با نصرتی که خودش داد و با مومنین کمک کرد . خداوند کاری بکند توسط مومنین می کند . »
اکنون به خوانندگان توصیه مینماییم به قرآن خود مراجعه و ذیل آیه 62 سوره انفال ترجمه آیه « هو الذی ایدک بنصره و بالمومنین » را مشاهده و به ترجمه حضرت آقای مجذوبعلیشاه که فرموده اند « خداوند تو را با نصرتی که خودش داد و با مومنین کمک کرد » توجه و سپس با ترجمه دایه مان مقایسه نمایند که به نقل از ایشان آورده است : « خدا اگر بخواهد کاری بکند به دست مردم میکند . »
شخصی که جمله اخیر را بیان کرده علاوه بر اینکه به آیه بودن آن توجهی ننموده در آن از معنی اینکه نصرت خداوند به چه کسی میرسد و مومنین چه کسانی هستند بیخبر بوده اما به پشمک پزی علاقه وافر داشته و خصوصا قربان یک جو فهم دراویش که مطابق میل خانواده وی باشد رفته است .

ارتباط :
1. مرا به خير تو امید نيست شر مرسان- خطاب به دوستان نادان
2. درويش صدقعليشاه ومجذوبعليشاه
3. جاهای دیگر …

3 پاسخ به “دایه جان و برادرانش : اندر حکایت طایفه کوران”

  1. ناشناس می گوید:

    KHAHARO MADARETO ……………………

  2. بهی می گوید:

    دشمنی با خدا : انبیا : امامان معصوم : و اولیا اگر در طول تاریخ راه به جایی برده اینها هم موفق خواهند شد

  3. هیچ می گوید:

    معرفت در گرانی است به هر کس ندهند………………………………………….. یا معرفت نیست دراین خلق خدایا مددی

پاسخ دهید